جاده ی موفقیت

جاده ی موفقیت سر راست نیست

پیچی وجود دارد به نام شکست

دور برگردانی به نام سردر گمی

سرعت گیر هایی بنام دوستان

چراغ قرمز هایی بنام دشمنان

چراغ احتیاط هایی بنام خانواده

تایر های پنچری خواهید داشت به نام شغل

اما اگر یدکی بنام عزم داشته باشید

موتوری به نام استقامت

و راننده ای بنام خدا

به جایی خواهید رسید که موفقیت نام دارد . . .


نمازاول وقت «شاه کلید» است.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نمازاول وقت «شاه کلید» است

مرحوم شیخ حسن علی اصفهانی مشهور به شیخ نخودکی بر خواندن نمازهای روزانه در اول وقت تأکید بسیار داشت .

نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلیداز شما می‌خواهم! قفل اول این است که دوست دارم .

  یک ازدواج سالم داشته باشم،

 قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد .

و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت

بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای

قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!

 

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!


شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بیا دستم بگیر

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


بیا دستم بگیر و بگذران مرا

از عرض این خیابان سرنوشت

اینجا همیشه نبود کسی

آدم بزرگ تر از شما


بیا دستم بگیر و مرا تا شکفتن ببر

خسته ام از لحظه های خزان زده

اینجا همیشه نبود کسی

زبهار باخبر تر از شما


بیا دستم بگیر و مرا تا خدا ببر

تصمیم شیطان انگار فریب من است

اینجا همیشه نبود کسی

زگناه بریده تر از شما


بیا دستم بگیر و مرا تا امید ببر

از فریب روزگار دلم گرفت

اینجا همیشه نبود کسی

آمدنش خوش خبرتر از شما


بیا دستم بگیر و مرا تا یمین ببر

زدود دوزخ دنیا نفس گرفت

اینجا همیشه نبود کسی

این همه بهشتی تر از شما

{تقدیم به کسی که هر جمعه منتظرش هستیم }

آبروی آدمیت

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آرام بخواب وبگذار بجوشد

این سرخی جاریت

که زمین میبیند آسمان میبیند

زمان میبیند

وخورشید وفرشته ها

آبروی آدمیت

میان این جوشش است

آرام بخواب که همه فهمیده اند

تو شیرین ترین داشته ات را داده ای

خدا قبول کندمسافر

نظر سنجی

شما دوست دارید این قیچی چه چیزی

را از زندگیتان قطع کند ؟

سرعت غیرمجاز ممنوع

بر روی تابلوهای جاده انقلاب نوشته است:

- جاده لغزنده است.

- دشمنان مشغول کارند،با احتیاط برانید.

- با دنده لج حرکت نکنید.

- سبقت ممنوع.

- دیر رسیدن به پست و مقام بهتر از هرگز نرسیدن به امام.

- حداکثر سرعت بیشتر از ولایت فقیه نباشد.

- اگر پشتیبان ولایت فیقه نیستید،لااقل کمربند دشمن را نبندید.

- این جاده مطهر به خون شهیدان است ،لطفا با وضو وارد شوید

صرفاجهت اطلاع

سائل از گوشه‌ي مسجد برخاست ، پرسيد:

يا علي ، به من بگو واجب کدام است ؟ واجب تر کدام است ؟

نزديک کدام است ؟ نزديک تر کدام است ؟

عجيب کدام است ؟ عجيب تر کدام است ؟

مشکل کدام است ؟ مشکل تر کدام است ؟

اميرالمومنين (ع) در پاسخ فرمود:

واجب ، ترک گناه است و واجب‌ تر از آن توبه‌ي از گناه است.

نزديک ، قيامت است و نزديک تر از آن مرگ است.

عجيب ، بي‌وفايي دنياست و عجيب تر از آن دل بستن به اين دنياي بي‌وفاست.

مشکل ، سرازير قبر شدن است و مشکل تر از آن با دست خالي سرازير قبر شدن است.

گریه

گریه از ترس خدا

سبب نجات از آتش جهنّم است.

چشمه باش

وبلاگ رضا عموزاد

استاد شاگردانش را به یک گردش تفریحی به کوهستان برده بود .بعد از یک پیاده روی طولانی همه خسته و تشنه در کنار چشمه ای نشستند و تصمیم گرفتند استراحت کنند .

استاد به هریک از آنها لیوان آبی داد وار آنها خواست قبل از نوشیدن آب یک مشت نمک درون لیوان بریزند .شاگردان هم همین کار را کردند ولی هیچ یک نتوانستند اب را بنوشند چون خیلی شور بود .

بعد استاد مشتی نمک را داخل چشمه ریخت واز آنها خواست از آب چشمه بنوشندو همه از آب گوارای چشمه نوشیدند .

استاد پرسد :«ایا آب چشمه شور بود؟»وهمه گفتند:«نه ...آب بسیار خوش طعمی بود». استاد گفت :«رنج هایی که برای شما در این دنیا در نظر گرفته شده است نیز همین مشت نمک است نه بیشتر ونه کمتر ...این بستگی به شما دارد که لیوان آب باشید و یا چشمه که بتوانید رنج ها را در خود حل کنید . پس سعی کنید چشمه باشید تا بر رنج ها فائق آیید».

 

 

باتشکرازوب یادو خاطره شهید علی اصغر عموزاد


چادر

 


علم بی انتها ی حضرت علی (ع)

در لابلای سخنان ائمه هدی (ع)به پاسخ های کوتاه اما پر مغزی انسان دست می باید

برای نمونه به ۷ پاسخ امیرالمومنین علی علیه السلام به ۷ سوال یک پرسشگر توجه فرمائید.
مردی خدمت امیر المومنین(ع) رسید و عرض کرد از ۷۰۰ فرسخی آمده ام تا ۷ مطلب را از شما سوال کنم فرمودند:بپرس.
مرد عرض کرد:
۱- چه چیزی از آسمان بزرگتر است؟
۲- چه چیزی از زمین وسیع تر است؟
۳- چه چیزی از یتیم ضعیف تر است؟
۴- چه چیزی از آتش (جهنم)گرمتر است؟
۵- چه چیزی از زمهریر خنک تر است؟
۶- چه چیزی از دریا غنی تر است؟
۷- چه چیزی از سنگ سخت است؟
امام فرمودند:
۱- تهمت زدن به بی گناه از آسمان بزرگتر است
۲- حق از زمین هم وسیع تر است
۳- حرف سخن چینان نزد قدرتمندان از یتیم ضعیف تر است
۴- حرص و ولع از آتش گرم تر است
۵- احتیاج و نیازمندی تو به بخیل، از زمهریر خنک تر است
۶- بدن قانع و راضی از دریا غنی تر و ثروتمندتر است
۷- قلب کافر از سنگ هم سخت است

فریاد شیطان

فریاد شیطان

بعضی کردارهای انسان آن قدر بر شیطان ناگوار است که او را به فریاد و فغان می آورد و از ناراحتی رنجور و نحیف می شود. به این داستان توجه کنید: روزی شیطان در گوشه مسجد الحرام ایستاده بود. حضرت رسول صلی الله علیه و آله هم سرگرم طواف خانه کعبه بودند. وقتی آن حضرت از طواف فارغ شد، دید ابلیس ضعیف و نزار و رنگ پریده ، کناری ایستاده است ، فرمود:ای ملعون ! تو را چه می شود که چنین ضعیف و رنجوری ؟! گفت : ازدست امت تو به جان آمده وگداخته شدم . فرمود: مگر امت من با تو چه کرده اند؟ گفت : یا رسول الله ! چند خصلت نیکو در ایشان است ، من هر چه تلاش ‍ می کنم این خوی را از ایشان بگریم نمی توانم . فرمود: آن خصلت ها که تو را ناراحت کرده کدامند؟ گفت : اول این که ، هرگاه به یک دیگر می رسند سلام می کنند، و سلام یکی از نام های خداوند است . پس هر که سلام کند حق تعالی او را از هر بلا و رنجی دور می کند. و هر که جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او می گرداند. دوم این که ، وقتی با هم ملاقات کنند به هم دست می دهند. و آن را چندان ثواب است که هنوز دست از یک دیگر برنداشته حق تعالی هر دو را رحمت می کند. سوم ، وقت غذا خوردن و شروع کارها بسم الله می گویند و مرا از خوردن آن طعام و شرکت در آن دور می کنند. چهارم ، هر وقت سخن می گویند: ان شاءالله بر زبان می آورند و به قضای خداوند راضی می شوند و من نمی توانم کار آنها را از هم بپاشم ، آنان رنج و رحمت مرا ضایع می کنند. پنجم ، از صبح تا شام تلاش می کنم تا اینان را به معصیت بکشانم . باز چون شام می شود، توبه می کنند و زحمات مرا از بین می برند و خداوند به این وسیله گناهان آنان را می آمرزد. ششم ، از همه این ها مهم تر این است که وقتی نام تو را می شنوند با صدای بلند صلوات می فرستند و من چون صواب صلوات را می دانم ، از ناراحتی فرار می کنم ؛ زیرا طاقت دیدن ثواب آن را ندارم . هفتم : ایشان وقتی اهل بیت تو را می بینند، به ایشان مهر می ورزند و این بهترین اعمال است . پس حضرت روی به اصحاب کرده و فرمودند: هر کس ‍ یکی از این خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است.

بندگی یعنی این …


نماز اول وقت ، کسب روزی حلال 

= عاقبت بخیری

دخـتر فقـط بـرای نمـاز چـادر بـر سر مـیکـرد ...
گویا تنها خـدا بـا او نـامحـرم بـود .....

خداوند مرحوم کافی (ره)رارحمت کند که می فرمود :انگار که آخوندها برزنان نامحرم هستند  .دربین این همه نامحرم میگردند . تایک روحانی رامی بینند . خودشان را جمع و جور میکنند .ولی درمقابل ان ناظر همیشگی براعمالمان (خدا)حیا نمیکنند.

خدا دلتنگت میشود

شاید گاهی خدا دلش برایت تنگ می شود...

شاید هوای سرد بهانه ایست

تا تو با حجاب شوی! دردانه پروردگارت...

آری خدا گاهی دلش برای حجاب تو تنگ میشود.

هوای سرد مجبورت کرده با حجاب شوی!

ای کاش از نگاه نامحرم هم سردت میشد ...

بهلول دانا واستاد

بهلول دانا واستاد
روزی بهلول داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردهایش می گوید: من در سه مورد با امام صادق(ع) مخالفم.

یک اینکه می گوید خدا دیده نمی شود . پس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارد.

دوم می گوید : خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزاند در حالی که شیطان خود ازجنس آتش است و آتش تاثیری در او ندارد...

سوم هم می گوید : انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهد در حالی که چنین نیست و از روی اجبار انجام می دهد.

 

بهلول که شنید فورا کلوخی دست گرفت و به طرف او پرتاب کرد. اتفاقا کلوخ به وسط پیشانی استاد خورد. استاد و شاگردان در پی او افتادند و او را به نزد خلیفه آوردند.

خلیفه گفت : ماجرا چیست؟ استاد گفت : داشتم به دانش آموزان درس می دادم که بهلول با کلوخ به سرم زد. و الان درد می کند.

بهلول پرسید :

اولا:آیا تو درد را می بینی؟

گفت : نه

بهلول گفت : پس دردی وجود ندارد. ثانیا مگر تو از جنس خاک نیستی و این کلوخ هم از جنس خاک پس در تو تاثیری ندارد.

ثالثا : مگر نمی گویی انسانها از خود اختیار ندارند ؟ پس من مجبور بودم و سزاوار مجازات نیستم.

استاد اینها را شنید و خجل شد و از جای برخاست و رفت!!!ا

مقایسه ی جهاد و امر به معروف و نهی از منکر

شاید دلیل اصلی که امیر المومنین (ع) می فرمایند:همه اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر مثل قطره در مقابل دریاست.
این باشد که طبق فرمایش پیامبر اعظم (ص) جنگ با کافران جهاد اصغر است اما امر به معروف و نهی از منکر مصداق جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس است و شاید مهمتر از آن مبارزه با جهل باشد.
 با توجه به اینکه در احادیث این واجب بزرگ را با جهاد مقایسه کرده اند، برخی از تفاوت ها و تشابهات این دو را با هم بيان مي كنيم.
 ۱)جهاد مثل نماز همیشگی نیست و بنا به شرایط واجب می شود.
امر به معروف هم بنا به شرایطش واجب می شود.
۲) در صورت لزوم در جهاد باید همه وارد عمل شوند و باید همه چیز را در راه آن خرج کرد.
در امر به معروف هم اگر پای مقدسات و اصل دین در میان باشد باید همه چیز را فدای این کار کرد.
۳)جهاد شهامت زیادی می خواهد.
امر به معروف هم شهامت و شجاعت زیادی می طلبد.
۴)جهاد جهاد اصغر است.
امر به معروف جهاد اکبر است.
۵)جهادبیشتر برای حفظ حیات مادی است.
امر به معروف برای حفظ حیات معنوی است.
۶)جهاد جنگ با دشمن بیرونی و ظاهر کفر است.
امر به معروف جنگ با دشمن درونی و باطن کفر یعنی جهل است.
۷)جهاد و امر به معروف هر دو زمینه ی برپایی بقیه ی واجبات هستند.
۸)جهاد و امر به معروف هر دو در طول تاریخ همواره واجب هستند اما شیوه ی آنها متناسب زمان تغییر می کنند.
۹)در جهاد برای پیروزی باید به روز باشی و علم جنگ بدانی.
برای پیروزی در امر به معروف هم باید از جامعه ی زمان خود شناخت داشته باشی و از علم روانشناسی و جامعه شناسی هم بهره ای داشته باشیم.
۱۰)حوزه ی جهاد بسیار گسترده است. حوزه ی امر به معروف هم بسیار وسیع است.
۱۱)در جهاد علاوه بر انجام وظیفه باید تمام تلاش را بکنیم به نتیجه مطلوب هم برسیم زیرا حیات ما بدان بستگی دارد.
 در امر به معروف هم وقتی صحبت از احتمال تاثیر به میان می آید یعنی علاوه بر انجام وظیفه باید تمام تلاش را به کار گیریم تا بیشترین نتیجه را بگیریم.
اینجاست که امیر المومنین (ع) می فرمایند:همه اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر مثل قطره در مقابل دریاست.

فاجعه فرهنگي پيش روي ماست

شايد ۲۰ سال پيش کسي به مخيله‌اش هم نمي‌رسيد روزي در خيابانهاي تهران دختراني را مشاهده کند که آن سالها مردم شايد آنها را در سالنهاي عروسي هم نمي‌ديدند... دختراني بزک کرده با موهاي پف کرده و بيرون ريخته و مانتوهايي کوتاه و تنگ و شلوارهايي تنگتر!اين روند ۲۰ سال طول کشيد تا به اينجا رسيد. استعمار و استکبار صبر و حوصله زيادي دارد، بر عکس بعضي از ماها...

اولين کار گرفتن چادر بود از زنان ما... گفتند چادر حجاب برتر است و مي‌شود برتر نبود! بين خوب و خوب‌تر، خوب را هم انتخاب کني به جايي بر نمي‌خورد. مي‌شود مانتوي گشاد و مقنعه بزرگ پوشيد و با حجاب بود... حرف قابل قبولي بود کسي نمي‌تواست به اين حرف اعتراض کند حتي مذهبي‌ها!

گام دوم گرفتن مقنعه بود... مي‌شود روسري بزرگ سر کرد! هم تنوع دارد هم حجاب است. يادم‌ مي‌آيد روسري‌هايي بود با ضلع بيشتر از يک متر که تا کمر خانمها هم مي‌رسيد... خوب البته روسري مثل مقنعه نبود گاهي ريشه مو بيرون مي‌زد.

در فيلمهاي سينمايي فکل گذاشتن زنهاي هنرپيشه مد شد و به تبع آن دختران جوان هم از آنها ياد مي‌گرفتند... آن سالها عده‌اي با چماق به جان جوانان مي‌افتند و اين فکلي‌ها را تنبيه مي‌کردند...

چشمهاي ما متوجه اين آب رفتن نمي‌شد و آنقدر کم‌کم اين کار را کردند که چشم ما عادت مي‌کرد...

مانند بچه‌اي که جلوي چشم پدر و مادرش بزرگ مي‌شود و قد مي‌کشد و والدينش حس نمي‌کنند اما ديگران که کمتر او را مي‌بينند و چشمانشان عادت نکرده متوجه رشد هفتگي او مي‌شوند... ما عادت کرديم به روسري‌هايي که هر روز آب مي‌رفت و تبديل شد به نواري باريک و بعضا توري... مانتوهايي که شايد بهتر باشد بلوز و پيراهن راحت ناميدشان تا مانتو...


به هر حال کم کم کار به اين جا کشيد و مدام گفتند بي‌حجابي معضل فرهنگي است، براي حل آن بايد کار فرهنگي کرد... سالها گذشت و لباسها آب رفت و کار فرهنگي در زمينه عفت وحجاب مشاهده نشد. برعکسش فراوان کار‌هاي ضد فرهنگ در کوبيدن حجاب و عفت و حيا و غيرت در فيلمهاي سينمايي و مجلات و برنامه‌هاي عمومي يافت مي‌شد...

امسال اما مد پوشش خانمها تغيير کرده است، پوشيدن ساق شلواري جاي شلوار... يعني ديگر شلوار جين تنگ هم نه! ساق شلواري!

يعني پس از آنکه چادر، مقنعه، مانتو، روسري از زنان گرفته شد حالا رفته‌اند سراغ شلوار! چشمهاي ما هنوز عادت نکرده‌اند... اگر به اين هم عادت کنيم سرنوشت چادر و مانتو و روسري در انتظار اين ساق شلوارها هم هست... خدايي نکرده اينها هم روز به روز نازکتر و کوتاهترمي‌شود و ما عادت مي‌کنيم.... آن وقت... نمي‌دانم بعدش سراغ چه خواهند رفت...؟

نمي‌دانم لحن نوشته‌ام چگونه بايد باشد؟ تند و خشن؟ آرام و فرهنگي؟ غصه‌ناک و غمگين؟ حيرت‌زده و بيمناک؟ به هر حال تقاضا داريم اولا کار فرهنگي کنيد در و ديوار شهر بنر نصب کنيد که خانمها شلوار لباس مهمي است. انيميشن بسازيد، باور کنيد گير سه‌پيچ نيست... فاجعه فرهنگي پيش روي ماست... کاش سياست‌بازي‌ها پايش را به فرهنگ نکشد...

تابستان امسال اگر تدبيري انديشيده نشود شاهد نسل جديد بي‌حجابي خواهيم بود. دختران آستين کوتاه، ساق شلوار پوش. پيراهن‌هاي در شلوار زده. روسري‌هاي تا پشت گوش عقب رفته...

حجاب

حجاب ایرانی

حجاب برتر(چادر)، به زنان ما عفت، به مردان ما غیرت و به جامعه ما عزت می بخشد .

نماز

پیامبر اکرم(ص):

خواب باعلم بهتر از نماز با جهل است

مداومت بر نماز

پیامبر اکرم(ص):

کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند،

 مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد ...

مداومت بر نماز

پیامبر اکرم(ص):

کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند،

 مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد ...

مداومت بر نماز

پیامبر اکرم(ص):

کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند،

 مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد ...

صله رحم

به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد

و دست يكديگر را بفشاريد

 و به هم خشم نگيريد.

پیامبر اکرم(ص)

نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند ...

فرازی از وصیت‌نامه شهید

آرزوي من در اين دنيا رسيدن به آن نقطه‌اي بود كه بتوانم بزرگترين خدمت را بكنم و بعد شهيد شوم، آن هم چه شهادتي؛ شهادتي كه پيش از آن در بدترين سختيها و رنجها و بعد نه با يك زخم بلكه دوست دارم بدنم چاك چاك شود تا در فرداي قيامت از روي اباعبدالله الحسين(ع)با آن بدن چاك چاكش خجالت نكشم.

 

فرازی از وصیت‌نامه شهید عليرضا احمدي

همه كمال در سه چيز است

همه كمال در سه چيز است:

 

 1ـ فهم عميق در دين

 

 2ـ صبر بر مصيبت و ناگوارى

 

 3ـ اندازه گيرى خرج زندگانی

عوامل دین گریزی

عوامل درون دینی دین گریزی
1ـ بد فهمیدن و نفهمیدن
اگر دین به درستی فهمیده نشود و عمیق دریافت نگردد، فهمی آسیب دیده در انسان شکل می گیرد و چنین فهم و دریافتی راهبر به مقاصد دین نیست، بلکه گِرد خود گشتن و راه به جایی نبردن است.
مصداق بارز بد فهمیدن دین خوارجند که عبادت پیشه و متنسّک بودند، اما شرّ و فسادی که در دین و دینداری به پا کردند هنوز دامنگیر اسلام و مسلمانان است.
بنابراین بدیهی است فهم نادرست و اشتباه از دین و تعالیم آن و تبلیغ این برداشت های ناصحیح به نام دین، مانع از جذب دیگران می شود و عامل مهمی است در دین گریزی افراد.
فهم معیوب، جمع پرشماری از جوانان را از دین گریزان ساخته و گروه کثیری را، که این بـر اسـاس دیـن را پـذیرفتـه اند و عمـل کـرده اند بـه افراط و تفریط سوق داده است. کسانی که دین داری را در عزلت نشینی، خود آزاری، انحراف از مسیر تعادل اخلاقی و فرو افتادن در ورطه ی زیاده روی های نا به جا، شناخته اند، جوانانی که بدون مربی یا با مربیان نالایق حرکت می کنند و برخلاف آموزه های روشن آموزگاران معصوم دین، در مسیر تربیت اخلاقی گام بر می دارند، همه به زهر فهم معیوب مسمومند.[1]
2ـ خطر نارسایی مفاهیم دینی
نقصان در تبیین مفاهیم دینی، کوتاهی در ارائه زبان دین، ناتوانی در بیان مفاهیم متعالی دین از جمله آفاتی است که می تواند منجر به دین گریزی شود. اگر متولیان و داعیان و مبلّغان دین، مفاهیم دینی را به گونه ای نارسا ارائه کنند، این امر هم به دین آسیب وارد می کند و هم بستری فراهم می نماید که روی آورندگان به دین در عرصه ی دینداری آسیب پذیر شوند.
هر مفهومی از مفاهیم دین اگر دستخوش تنگ نظری، کج فهمی، کوته بینی و ضعف فکری شود، صورتی نارسا و نابسامان پیدا می کند که هر انسان فهیم و خرد ورزی را به نفی و مقابله با آن و حتی سستی در باورهای دینی و دین گریزی می کشاند.[2]
3ـ تباین دین با ضروریات بشری (احساس محدودیت)
در مواردی دین چنان به جوان معرفی می شود که گویی مانع ارضای نیازهای واقعی اوست. چنین تصویری در نهایت به دین گریزی می انجامد. چرا که در این صورت دین به گونه ای ارائه گردیده که با ضروریات وجودی و طبیعی و فطری و عقل و حس او تباین داشته و در تقابل با این ضروریات قرار گرفته. ارائه دین به این صورت دین را ناکارآمد و غیر الهی می سازد.
برخی از داعیان و مبلغان دینیِ بی خرد میان دین و سایر غرایز فطری و طبیعی بشر جنگ و ستیز ایجاد می کنند و دین را به جای این که مصلح و تعدیل کننده ی غرایز دیگر معرفی کنند آن را ضد و منافی و دشمن سایر فطریات بشر معرفی می کنند در نتیجه موجب اعراض و روی گردانی از دین می شوند.[3]
4ـ ایجاد تکلّف در دین و دینداری
ایجاد تکلف در دین و دینداری، بدین معنی که منطقه الفراغ دینداری، به منطقه ای مملو از باید و نباید تبدیل شود، مردمان را به تکلف و تصنع می کشاند و دین و دینداری را تضعیف می کند و آسیب می زند، زیرا اِعمال باید و نباید در محدوده ی آزاد دین، خلاف روح شریعت است.
هر کس ظرفیت، استعداد و توان خاصی دارد و به اندازه سعی خود بهره می برد و مسئولیت او در برابر خدا نیز فوق توان او نیست؛ « لاَ يُكَلِّفُ اللهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا »[4]
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) نیز بر توجه به سطوح شناختی تأکید دارد؛ که با هر کس باید به اندازه فهم و سعه ی وجودی او صحبت کرد؛ « انا معاشرُ الانبیاء اُمِرنا اَن نُکَلِّمُ الناس علی قدر عقولهم؛ ما جامعه پیامبران، مأموریت داریم که با مردم به قدر عقولشان سخن گوییم. »[5]
نظام دین، نظامی مبتنی بر راه های سهل و آسان است و از آداب و تکالیف شاق به دور است، زیرا در غیر این صورت میل به هدایت از بین می رود و امکان تحقق تربیت درست دینی فراهم نمی شود.
5ـ ناسازگار نمایی با عقل
برخی از دین گریزی ها در میان جوانان و دیگر اقشار جامعه از سر ناسازگار دیدن دین با عقل است. عده ای در جهان اسلام، شبیه خوانی، تعزیه خوانی، معجزات، شیطان، جنّ، تفاوت مرد و زن در دیه، ... را بر نمی تابند و آن ها را با عقل ناسازگار می خوانند.[6]
6ـ ناسازگاری با علم
در نـگاه عـده ای علم و دین ناسازگار با یکدیگرند و تلاش های فراوانی که در راستای آشتی این دو انجام شده ناکام است. دین فطریات نوآمد علمی را بر نمی تابد، چنان که تصور این که یک نفر هم دیندار باشد و هم دانشمند، امکان پذیر نیست.
یکی از نمونه های برجسته ناسازگاری علم و دین، نظریه تکامل داروین است. این نظریه با آنچه ادیان به عنوان هدفداری جهان مطرح می کنند کاملاً در ناسازگاری است.

1 - دین گریزی چرا؟ دین گرایی چه سان؟، ابوالفضل ساجدی، ص 130 ـ 133
2 - رهزنان دین، مصطفی دلشاد تهرانی، ص 115

3 - مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج 3

4 - سوره بقره، آیه 286؛ « خداوند هیچ نفسی را بیش از امکانات و طاقت او مکلف نمی سازد » این مضمون در آیاتی متعدد آمده از جمله آیه 152 سوره انعام و آیه 42 سوره اعراف و آیه 62 سوره مؤمنون و آیه 7 سوره طلاق.

5 - اصول کافی، ج 1، ص 23 / بحارالانوار، ج 1، ص 85

6 - دین گریزی، عوامل و راهکارها، محمد بهرامی، ص 48

دعاي فرج در فراق يار

دعاي فرج در فراق يار

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد...

دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
...

بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب...

که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
...
                          بخوان دعای فرج را و نا امید مباش...

                           بهشت پاک اجابت هزار در دارد
...
        بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است...
   خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
                           بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال...

                           مسافر دل ما، نیت سفر دارد
...
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا...
ز پشت پردۀ غیبت به ما نظر دارد...
                          بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد...

 

امام زمان را در خواب ببین!

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان رو ببینم؟


پیر مغان : شب یک غذای شور بخور.آب نخور و بخواب.
شاگرد دستور پیر رو اجرا کرد و برگشت.

شاگرد: استاد دائم خواب آب میدیدم!‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم .کنار لوله آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول…گفت اینا رو خواب دیدم!

پیر مغان فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏؛‏ تشنه امام زمان بشو تا خواب امام زمان ببینی