بسیج

|


چرا به امام زمان(عج) اباصالح ميگويند؟
چند قول بيان شده است:
الف. در زمان ظهور و حاكميت او، همه جا را صلح و دوستي ميگيرد و او پدر صلح ميباشد.
ب. در قرآن آينده زمين براي صالحان(انبياء/105) رقم خورده است و او چون امام و به تعبير دين صالحان است، لذا “ابا صالح” ميگويند.
ج. زيرا او فرياد رس درماندگان و نيازمندان است. در برخي تعابير آمده است كه در موقع گرفتاري از لفظ يا ابا صالح مدد بگيريد، مشكل شما حل ميشود.
رفیقی که از آب و نان هم لازم تر است!
🌸 امام صادق(علیه السلام):
🔹«معاشران سه گروهند؛ گروهي مانند غذايي هستند كه پيوسته و در هر زمان مورد نياز انسان است».ما به رفيق خیرخواه نصیحت کننده و مشفق، پيوسته نيازمنديم، تا عليالدّوام ما را تكان بدهد و ما را از خواب غفلت بيدار كند.
☝️اين چنين رفيقی از آب و نان براي ما لازم تر است. اگر نباشد به مرگ ابدي ميافتيم!
🔹«گروه دوّم كساني هستند كه معاشرت با آنها مانند درد و بيماري است» كه عارض انسان ميشود و مايهي ناراحتي ميگردد و راه تخلّص از آن را نمي يابد.
🔹«گروه سوّم مانند دارو و درمان دردند { كه انسان گاهي به آن نيازمند ميشود ، نه هميشه } »
🔹پس گروه اوّل هميشه مورد نياز انسانند و گروه دوّم هيچ گاه مورد نياز نيستند و گروه سوّم گاهي مورد نياز واقع ميشوند.
📚 تحف العقول صفحه 239
محرم فرصتی برای تربیت عاطفی فرزندان
▪️محرم فرصتی است برای مادران که عاطفه و محبت به اهلبیت را به کودکان خود انتقال دهند. ماه محرم پر از درسهای تربیتی است که خانواده میتوانند از این فرصت استفاده کنند درسهایی همچون ایثار، ازخودگذشتگی، مبارزه با استکبار، اطاعت از امام، شناخت دشمن و ... است که میتواند همانگونه که عشق و علاقه به ائمه اطهار را با پوشیدن لباس مشکی و شرکت در مراسمهای مذهبی در ماه محرم به کودک منتقل کنیم درسهای تربیتی قیام امام حسین (ع )را به کودکان در قالبهای مختلف آموزش دهیم.
▪️عزاداری برای امام حسین به کودک میآموزد برای مقدسات دینی باید ارزش قائل بود و والدین سعی کنند احساسات هماهنگ با آنها را دائماً تقویت کرد.
#محرم
#تربیت_فرزند
#تربیت_عاطفی
🔺ما هر چه داریم از #محرم و #صفر است‼️
🔴 من یک تعبیری از امام(ره) یادم آمد. ایشان تعبیر خیلی زیبایی کرد که مطالب بسیاری در آن بود. امام(ره) فرمودند: «ما هر چه داریم از محرّم و صفر است.» شما حرف های ایشان را با دید ظاهری نگاه نکنید! ایشان عالِم بی نظیر قرن ها است. این، حرف خیلی بزرگی است.
این حرف، خیلی بلند است. هر کسی نمی تواند این را بفهمد. این یعنی چه؟ یعنی تشیّع، چنان پیوندی با اولیای خدا خورده که گویی، یک پیوند ژنتیکی شده و نسل به نسل، چهارده قرن آمده و هنوز هم ادامه دارد. دشمنان هم هیچ کاری نمی توانند بکنند. این را هیچ کاری نمی توان کرد. از نظر ظاهری چهارده قرن است که این پیوند برقرار است.
شنیده اید که بعضی ها می گویند: من بچّه بودم، مادرم در دهۀ عاشورا، مرا پای روضه ها شیر می داد؛ در گوش من «حسین حسین» می خواند. بعد آرام آرام با همین ذکر بزرگ شدم و بالا آمدم؛ با «شیر» در دلم شد و با «جان» به در شود. من بالاتر از این می گویم؛ مسئله، چیز دیگری است. در یک فراز و دید بالاتر، می بینیم این پیوند، به اصطلاح روز «ژنتیکی» است؛
یعنی «مِنَ الْأزَلِ إلَی الْاَبَدِ؛ مِنَ الْآدَمِ(ع) إلَی الْخَاتَمِ(ص) وَ مِنَ الْخَاتَمِ(ص) إلَی الْقِیَامَةِ» این رابطه و پیوند برقرار است. مسئلۀ امام حسین(ع)، یک مسئلۀ عادی نیست. خودش، یعنی شخص او در تمام ابعاد وجودی اش؛ وجود عینی اش، ذهنی اش، لفظی اش و کتبی اش اثر و نفوذ دارد که این را هم خدا به او داده است. این تأثیرات را خدا به او داده است. مسئله را نباید سطحی دید. تمام این ها حساب شده است.
🍃 آیت الله استاد مجتبی تهرانی رحمت الله علیه
قال الاِْمامُ الْعَسْكَرىّ عليه السلام:
إنَّكُمْ فى آجالٍ مَنْقُوصَةٍ وَ أيّامٍ مَعْدُودَةٍ وَالْمَوْتُ يَأتى بَغْتَةً، مَنْ يَزْرَعْ خَيْرا يَحْصُدُ غِبْطَةً وَ مَنْ يَزْرَعْ شَرّا يَحْصُدُ نَدامَةً، لِكُلِّ زارِعٍ ما زَرَعَ. لايُسْبَقُ بَطيى ءٌ بِحَظِّهِ وَ لايُدْرِكُ حَريصٌ مالَمْ يُقَدَّرْ لَهُ. مَنْ اُعْطِىَ خَيْرا فَاللّهُ أَعْطاهُ، وَ مَنْ وُقِىَ شَرّا فَاللّهُ وَقاهُ. [تحف العقول: 489]
امام عسكرى عليه السلام فرمود:
عمرهاى شما رو به كاهش است، دوران شما محدود است، مرگ ناگهان فرا مى رسد، هر كه نيكى بكارد خوشى درو مى كند وهر كس زشتى بكارد، پشيمانى درو مى كند، هر كسى آنچه را كشت كند درو خواهد كرد، نه كند رو از بهره و نصيب خود عقب مى ماند و نه حريص بيش از آنچه مقدّر اوست به دست آورد، به هر كس خيرى برسد از خداست، و هر كس از شرّى حفظ شود خدا او را حفظ كرده است.
🍁قدیمی ها میگفتند:
🔹لباس مرد، تمیز بودن زن را نشان میدهد.
🔹لباس زن، غیرت مرد را نشان می دهد.
🔹لباس دختر، اخلاق مادر را نشان میدهد و لباس پسر، تربیت مادر را نشان میدهد.
✍️رحمت خداوند بر پدر و مادرمان که در تربیت ما نقش داشتەاند. آنها خواندن و نوشتن بلد نبودند، اما در دانش گفتار، تسلّط داشتند.
آنها ادب را نمیخواندند، اما ادب را به ما یاد دادند.آنها قوانین طبیعت و علوم زیستی را مطالعه نکردەاند، اما هنر زندگی را به ما آموختند.آنها یک کتاب دربارۀ روابط مطالعه نکردەاند، اما رفتار و احترام را به ما آموختند.
آنها در دین تحصیل نکردند، اما معنای ایمان را به ما آموختند.آنها کتاب برنامەریزی را نخواندەاند، اما دور اندیشی را به ما آموختند.آنها به ما یاد دادند كه به دیگران، چگونه احترام بگذاریم.
منبع:کتاب پیشوای صادق تالیف حضرت امام خامنه ای " مدظله العالی"
دلايل قيام امام حسين عليهالسلام
امام حسين عليهالسلام درباره علّت قيام خود فرمود: «مگر نميبينيد كه به حقّ عمل نميشود و از باطل جلوگيري نميشود! و من بنا و قصد دارم امر به معروف و نهي از منكر كنم (هرچند كه با شهادت و ريختن خونم باشد.)».
قيام امام حسين عليهالسلام ثابت كرد كه با حركتِ خالصانه، ميتوان تاريخ را متحوّل كرد.
ما بايد با طاغوتها مبارزه كنيم، زير پا و سُم اسبان ميرويم ولي زير بار زور نميرويم. سر به نيزه دهيم ولي در برابر ظلم سر خم نكنيم. و نبايد تصورّ كنيم كه آثار امر به معروف و نهي از منكر فوري است؛ زيرا گاهي آثار يك كلام يا قيام و حركت، بعد از سالها جلوه ميكند.1
به طور كلّي دلايل قيام امام، عبارت است از:
1. احساس مسئوليت اجتماعي.
2. حمايت از اسلام و جلوگيري از سقوط آن به دست يزيد و امويان.
3. صيانت مقام خلافت از آلوده شدن به كارهاي خلافِ اسلامِ يزيد.
4. آزاد ساختن مردم از نظر فكري.
5. آزاد كردن اقتصاد مردم از چنگال امويان و جلوگيري از به تاراج رفتن بيتالمال مسلمين.
6 . جلوگيري از مظالم اجتماعي كه در عموم بلاد شايع گشته و امنيت را از عامّه مردم سلب كرده و امّت اسلامي را تحقير نموده و به بندگي و استعمار خويش درآورده بود.
7. جلوگيري از مظالمي كه بر خصوص شيعيان روا داشته و به انواع كشتارها و شكنجهها و تبعيد فرزندان و محروميّتهاي ديگر كه نمونههاي آن را در پرونده سياه معاويه و يزيد ميبينيم.
8 . جلوگيري از محو نام خاندان رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم كه يزيد و بنياميه همه سعي خود را در اين راه مبذول داشته و از راههاي مختلف چون: جعل اخبار دروغ، استخدام وسائل گوناگون، تهديد و اِرعاب دوستان اين خاندان و دشنام و نفرين كردن اهلبيت عليهمالسلام در منابر، تصميم خود را عملي كردند.
9. جلوگيري از نابودي اسلام كه بنياميّه هدف اصلي سياست خود را بر آن اساس پيريزي كرده بودند.
10. دفاع از حقوق اسلام و مسلمين كه همگي در معرض نابودي قرار داشت.
11. امر به معروف و نهي از منكر.
12. از ميان بردن بدعتهايي كه به دست بنياميّه در اسلام پديد آمده بود.2
1. قرآن و امام حسين(ع)، ده گفتار، محسن قرائتي، ص 34 ـ 32.
2. زندگاني امام حسين(ع)، سيدهاشم رسولي محلاّتي، ج 1، ص 224 و 225.
علت و انگیزه قیام امام حسین (علیهالسلام) چه بود؟
شرح پرسش:
انگیزهای که باعث شد امام حسین (علیه السلام) این گونه به شهادت برسد و از طفل شش ماهه تا حبیب هفتاد و پنج ساله قربانی داشته باشد، چه بود؟ همچنین چه زمینههایی امام حسین (علیهالسلام) را ملزم به جهاد و قیام علیه حکومت یزید نمود؟
پاسخ:
مهمترین علت و انگیزه قیام امام حسین (علیهالسلام)، همان است که امام در وصیت نامه خود به محمد بن حنفیه فرمودهاند «احیای سیره جدم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و پدرم امیرالمؤمنین و نیز امر به معروف و نهی از منکر». اما علل دیگری که میتوان آنها را از جمله عوامل این قیام بشمار آورد، عبارتند از: اصرار یزید بر بیعت گرفتن از امام؛ تغییر ساختار حکومت از خلافت به سلطنت و موروثی کردن آن؛ اصلاح امت؛ بیدار کردن وجدانها و احیای ارزشهای دینی و سنن فراموش شده.
زمینههای قیام امام حسین (علیهالسلام) را، در حقیقت یزید و یزیدیان خود بوجود آوردند؛ یعنی کارها و عملکرد آنان زمینه ساز قیام عاشورا شد. وقتی بستر مناسب قیام فراهم شد، امام مکلف به انجام وظیفه شدند. که از آن جمله میتوان به فساد دستگاه اموی و حاکم جامعه اسلامی، ظهور و بروز بدعتها، انحطاط اخلاقی، بی عدالتی، دنیاپرستی عوام و خواص، بی تفاوتی اکثریت جامعه مخصوصا قشر خواص نسبت به انحرافات فرهنگی و رواج گناه در جامعه اشاره کرد.
خداوند در آیه ۳ سوره مبارکه مائده به روزی اشاره میکند که در آن روز دین مسلمانان کامل شده است و طبق روایات شیعه و سنّى، این قسمت از آیه: «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ ...» پس از نصب علىّ بن ابىطالب (ع) به امامت در غدیرخم نازل شده است.

آیه ۳ سوره مائده
«الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» امروز، (روز هجده ذىالحجّه سال دهم هجرى که حضرت على علیه السلام به فرمان خدا به جانشینى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله منصوب شد) کافران از (زوال) دین شما مأیوس شدند، پس، از آنان نترسید و از من بترسید. امروز دینتان را براى شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان «دین» برایتان برگزیدم. پس هرکه در گرسنگى گرفتار شود، بىآنکه میل به گناه داشته باشد، (مىتواند از خوردنىهاى تحریم شده بهره ببرد.) همانا خداوند، بخشنده مهربان است. (۳ مائده)
امام باقر علیه السلام فرمودند: «ولایت، آخرین فریضه الهى است سپس آیه «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» را تلاوت فرمودند»[۱]
بت ها، مجسمههایى بود که شکل داشت؛ امّا «نصب»، سنگهاى بىشکلى بود که اطراف کعبه نصب شده بود و در برابرش قربانى مىشد و خون قربانى را بر آن مىمالیدند.
در آیه ۱۰۹ سوره بقره، تمایل کفّار نسبت به انحراف مسلمانان از راه خودشان مطرح شده است. خداوند فرمان داد: شما اغماض کنید تا امر الهى برسد. پس مسلمانان منتظر حکم قاطعى بودند که کفّار را مأیوس سازد، تا اینکه آیه «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ... » نازل شد.
غدیر در قرآن
دو مطلب جداى از هم در این آیه بیان شده است، یک مطلب مربوط به تحریم گوشتهاى حرام، مگر در موارد اضطرار و مطلب دیگر مربوط به کامل شدن دین و یأس کفّار که این قسمت کاملًا مستقلّ است، به چند دلیل:
الف: یأس کفّار از دین، به خوردن گوشت مردار یا نخوردن آن ارتباطى ندارد.
ب: روایاتى که از طریق شیعه و سنى در شأن نزول آیه آمده، در مقام بیان جمله «الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا» و «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» است، نه مربوط به جملات قبل و بعد از آن، که درباره احکام مردار است.
ج: طبق روایات شیعه و سنّى، این قسمت از آیه: «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ ...» پس از نصب علىّ بن ابىطالب علیهما السلام به امامت در غدیرخم نازل شده است.
د: غیر از دلائل نقلى، تحلیل عقلى نیز همین را مىرساند، چون چهار ویژگى مهم براى آن روز بیان شده است:
۱. روز یأس کافران، ۲. روز اکمال دین، ۳. روز اتمامنعمت الهى بر مردم، ۴. روزى که اسلام به عنوان «دین» و یک مذهب کامل، مورد پسند خدا قرار گرفته است.
حال اگر وقایع روزهاى تاریخ اسلام را بررسى کنیم، هیچ روز مهمى مانند: بعثت، هجرت، فتح مکّه، پیروزى در جنگها و ... با همه ارزشهایى که داشتهاند، شامل این چهار صفت مهم مطرح شده در این آیه نیستند؛ حتّى «حجّةالوداع» هم به این اهمیت نیست؛ چون حج، جزئى از دین است، نه همهى دین.
* امّا بعثت، اوّلین روز شروع رسالت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است که هرگز نمىتوان گفت روز اوّل بعثت، دین کامل شده است.
* امّا هجرت، روز هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله به فرمان خداست، روز حمله کفّار به خانه پیامبر است، نه روز یأس آنان.
* امّا روزهاى پیروزى در جنگ بدر و خندق و ... تنها کفّارى که در صحنه نبرد بودند، مأیوس مىشدند، نه همه کفار، در حالى که قرآن مىفرماید: «الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا ...» همه کفّار مأیوس شدند.
* امّا حجّةالوداع که مردم آداب حج را در محضر پیامبر صلى الله علیه و آله آموختند، تنها حج مردم با آموزش پیامبر کامل شد، نه همه دین در حالى که قرآن مىفرماید: «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»
* امّا غدیرخم روزى است که خداوند فرمان نصب حضرت على را به جانشینى پیامبر صلى الله علیه و آله صادر کرد، تنها آن روز است که چهار عنوان ذکر شده در آیه «أَکْمَلْتُ، أَتْمَمْتُ، رَضِیتُ، یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا» با آن منطبق است.
* امّا یأس کفّار، به خاطر آن بود که وقتى تهمت وجنگ و سوءقصد بر ضد پیامبر، نافرجام ماند، تنها امید آنها مرگ پیامبر صلى الله علیه و آله بود. نصب علىّ بن ابىطالب علیهما السلام به همه فهماند که اگر آن حضرت پسرى مىداشت، بهتر از على نبود و با مرگ او دین او محو نمىشود؛ زیرا شخصى چون علىّ بن ابىطالب علیهما السلام جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله و رهبر امّت اسلام خواهد بود. اینجا بود که همه کفّار مأیوس شدند.
* امّا کمال دین، به خاطر آن است که اگر مقرّرات وقوانین کامل وضع شود، لیکن براى امّت و جامعه، رهبرى معصوم وکامل تعیین نشود، مقرّرات ناقص مىماند.
* امّا اتمام نعمت، به خاطر آن است که قرآن بزرگترین نعمت را نعمت رهبرى و هدایت معرّفى کرده است، اگر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از دنیا برود و مردم را بىسرپرست بگذارد، کارى کرده که یک چوپان نسبت به گله نمىکند. چگونه بدون تعیین رهبرى الهى نعمت تمام مىشود.
* امّا رضایت خداوند، براى آن است که هرگاه قانون کامل و مجرى عادل بهم گره بخورد، رضایت پروردگار حاصل مىشود.
اگر هر یک از اکمال دین، اتمام نعمت، رضایت حقّ و یأس کفّار به تنهایى در روزى اتفاق افتد، کافى است که آن روز از «ایام اللّه» باشد. تا چه رسد به روزى مثل غدیر، که همه این ویژگىها را یک جا دارد. به همین دلیل در روایات اهل بیت علیهم السلام عید غدیر از بزرگترین اعیاد به شمار آمده است.
آثار اشیا، گاهى مترتّب بر جمع بودن همه اجزاى آن است، مثل روزه که اگر یک لحظه هم پیش از اذان، افطار کنیم، باطل مىشود، از این جهت کلمه «تمام» به کار رفته است: «أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَى اللَّیلِ» و گاهى به گونهاى است که هر جزء، اثر خود را دارد، مثل تلاوت آیات قرآن که کمالش در تلاوت همه آن است و هر قدر هم خوانده شود، ثواب دارد. گاهى بعضى اجزا به گونهاى است که اگر نباشد، یک مجموعه ناقص است، هر چند همه اجزاى دیگر هم باشد، مثل خلبان و راننده که هواپیما و ماشین بدون آنها بىثمر و بىفایده است.
رهبرى و ولایتِ حقّ هم چنین است، چون انسان را با خدا گره مىزند و بدون آن، آفریدهها و نعمتها به نقمت تبدیل مىشود و انسان را به خدا نمىرساند.
پیامهایی از آیه ۳ سوره مائده
۱- مهمترین روزنه امید کفّار، مرگ پیامبر بود که با تعیین حضرت على علیه السلام به رهبرى، آن روزنه بسته شد. «الْیوْمَ یئِسَ ...»
۲- اگر دشمن خارجى هم شما را رها کند، دشمن داخلى وجود دارد که باید با خشیت از خدا به مقابله با او رفت. «فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ»
۳- کفّار از دینِ کامل مىترسند، نه از دینى که رهبرش تسلیم، جهادش تعطیل، منابعش تاراج و مردمش متفرّق باشند. «الْیوْمَ یئِسَ ... الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»
۴- اگر کفّار از شما مأیوس نشدهاند، چه بسا نقصى از نظر رهبرى در دین شماست. الْیوْمَ یئِسَ ... الْیوْمَ أَکْمَلْتُ
۵- دین بدون رهبر معصوم، کامل نیست. «أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»
۶- قوام مکتب به رهبرى معصوم است و تنها با وجود آن، کفّار مأیوس مىشوند، نه با چیز دیگر. «الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا ... الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»
۷- همه نعمتها بدون رهبرى الهى ناقص است. «الْیوْمَ ... أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی»
۸- نصب على علیه السلام به امامت، اتمام نعمت است، «أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی» و رها کردن ولایت او کفران نعمت و ناسپاسى نعمت و عواقب بدى دارد.[2] «فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما کانُوا یصْنَعُونَ»
۹- اسلام بىرهبر معصوم، مورد رضاى خدا نیست. الْیوْمَ ... رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ
پی نوشت
[۱] . کافى، ج ۱، ص ۲۸۹
[۲] . نحل، ۱۱۲
واقعه غدیر که به موضوع امامت امیرمومنان و جانشینی پیامبراکرم(ص) اشاره دارد، موضوع اتصال نبوت به امامت و از مهمترین اعیاد مسلمانان به شمار میآید. در احادیث شیعه تعابیری هم چون عیدُاللهِ الاکبر (بزرگترین عید الهی)، عید اهل بیت محمد(ص) و اشرف الاعیاد (والاترین عید) برای این روز به کار رفته است.
معنای غدیر چیست و چرا عید غدیر خم به این نام خوانده شده است؟
غدیر خم در بین راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام یعنی مکه و مدینه قرار دارد که در زمان پیامبر گرامی اسلام کاروان های حج در آنجا از هم جدا می شدند و هر کاروان به سرزمین خود می رفت. در خصوص علت نامگذاری این مکان به غدیر خم احتمالاتی مطرح است که از آن جمله می توان گفت به دلیل آب و هوای این منطقه به نام غدیر خم معروف بوده است و پیامبر گرامی اسلام در مسیر بازگشت از مکه و در حجج الوداع در غدیر خم حضرت علی (ع) را امام، وصی و جانشین خود به مردم معرفی کرد. واقعه غدیر صرفا نام یک سرزمین نیست بلکه یک تفکر است و نشانه ای از تداوم خط نبوت می باشد. غدیر روز اکمال دین، اطعام نعمت و روز خوشنودی خداوند است.
در روز غدیر چه اتفاقی رخ داد و چرا این روز دارای اهمیت است؟
پیامبر گرامی اسلام بعد از پایان حج شهر مکه را به سمت مدینه ترک کرد و به امر خدا در واقعه غدیر خم که مصادف با هجدهم ذی الحجه بود در مکانی به نام غدیر خم مردم را گردهم آورد و خطاب به مردم با صدای بلند فرمودند ستایش از آن خداست، از او یاری می خواهیم و به او ایمان داریم و بر او توکل می کنیم و از شر نفس های خویش و بدی کردارهایمان به خدایی پناه می بریم که جز او برای گمراهان هادی و راهنما نیست، خدایی که هر کس را هدایت کرد برای او گمراه کننده ای نیست. گواهی می دهیم که خدایی جز او نیست و محمد بنده خدا و فرستاده او است.
حال ای مردم نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم و من مسئولم و شما نیز مسئول هستید. پیامبر اکرم (ص) در ادامه فرمودند آیا شما گواهی نمی دهید که جز خدا، خدایی نیست و محمد بنده خدا و پیامبر او است؟ بهشت و دوزخ و مرگ حق است و روز رستاخیز بدون شک فرا خواهد رسید و خداوند کسانی را که در خاک پنهان شده اند، زنده خواهد کرد. من در میان شما دو چیز گرانبها به یادگار می گذارم، چگونه با آنها معامله خواهید کرد، ثقل اکبر کتاب خداست که یک طرف آن در دست خدا و طرف دیگرش در دست شما است، به کتاب او چنگ بزنید تا گمراه نشوید و ثقل اصغر عترت و اهل بیت (ع) است.
خدایم به من خبر داده که دو یادگار من تا روز رستاخیز از هم جدا نمی شوند، حال ای مردم بر کتاب خدا و عترت من پیشی نگیرید و از آن دو عقب نمانید تا نابود نشوید. در این موقع دست حضرت علی (ع) را بالا برد و همه حضرت علی (ع) را در کنار پیامبر (ص) دیدند. حضرت محمد (ص) خطاب به فرمودند سزاوارترین فرد بر مومنان از خود آنان کیست؟ خداوند مولای من و من مولای مومنان هستم و بر آنها از خودشان اولی و سزاوارترم. حال ای مردم که هر کس که من مولا و رهبر او هستم علی هم مولا و رهبر او است. رسول اکرم (ص) این عبارت را سه بار تکرار کردند و فرمودند پروردگار دوست بدار کسی را که علی را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که علی را دشمن بدارد. خدایا یاران علی را یاری کن و دشمنان او را خوار و ذلیل گردان. پروردگارا علی را محور حق قرار ده و از حاضران خواست تا این موضوع را به غایبان اطلاع دهند.
ولایت و نبوت چه رابطه ای با هم دارند؟
همان طور که می دانید خداوند همواره برای نشان دادن مسیر سعادت به انسان افرادی از جنس خودشان برای هدایت آنها انتخاب کرده است. نبوت برگرفته از نبا و به خبری گفته می شود که فایده بزرگ داشته باشد و از طرفی حاوی علم بوده و از دروغ مبرا باشد. معنی دیگری که نبوت دارد، برگرفته از نبوه به معنای رفعت است؛ بنابراین وقتی این دو معنی نبوت را در کنار هم قرار دهیم، می توان گفت تعداد اندکی از افراد بشر در مراتب ولایت بالا می روند. اگر ولایت و نبوت را به درستی درک کنیم، می توانیم مسیر صحیح هدایت را بیابیم. در مورد ولایت نیز می توان این گونه گفت که ولایت از مهمترین اصول اسلام است و به معنی پذیرفتن رهبری پیشوای الهی و اعتقاد به اینکه امام معصوم پس از پیامبر اسلام (ص) از سوی خداوند بر مردم ولایت دارند. بشر برای طی کردن سعادت چاره ای جز تبعیت و پیروی از فرامین راهنمایان الهی ندارند.
لزوم ولایتمداری و دفاع از ولایت در جامعه شیعی
ولایت یکی از ارکان اصلی و آموزه های اساسی دین مبین اسلام است و اصلی ترین و اساسی ترین آموزه آن است. در قرآن کریم ولایت بیانگر حقیقت آدمی است که استعدادهایش بر اثر پیوند با ولایت تامه الهی و حقیقت ذات نبوی او از راه امامت و بندگی به منصه ظهور و بروز رسیده است. ولایت در زمان رسول خدا (ص) با پیامبر و در زمان ائمه با آنها تحقق یافت. در زمان غیبت امام معصوم (ع) نیز ولایت بر عهده نایبان آن حضرت است. امام رضا (ع) در خصوص فلسفه رهبری جامعه اسلامی می فرمایند اگر خداوند رهبر امینی برای سرپرستی و حفظ امانت امامت قرار ندهد، مذهب و دین به تدریج از بین خواهد رفت و سنت پیامبر (ص) و احکام الهی دستخوش دگرگونی می گردد و بدعت گزاران چیزهایی بر دین می افزایند و ملحدان چیزهایی از دین بکاهند و در نتیجه حقیقت را بر مسلمانان دگرگون سازند اما باید به این موضوع نیز توجه داشته باشیم که ولایت در مکتب اسلام از چنان جایگاه مهمی برخوردار است که بزرگان و علمای اسلام از آن به عنوان رکن و اساس توحید یاد می کنند. ولایتمداری باعث بالا رفتن اعمال صالح می شود، به برقراری نظام کمک می کند، موجب حیات جامعه می شود، اساس و شالوده اسلام بوده و از همه مهم تر زیربنای نبوت و امامت است.
ولایتمداران چه ویژگی هایی باید داشته باشند؟
امام صادق (ع) می فرماید شیعه سه گروه هستند؛ دوستدار عمیق اهل بیت، پس او از ماست؛ گروهی که به وسیله ما زینت می یابند و ما نیز زینت هستیم برای کسی که به وسیله ما زینت یابد؛ سوم گروهی که به وسیله ما از مردم می خورد و ما را وسیله درآمد زندگی خود قرار می دهد و کسی که به وسیله ما امرار معاش کند، فقیر می شود. بصیرت، اطاعت، محبت، صبر و استقامت از مولفه های مهم ولایتمداری است که آثار و ثمراتی نظیر دست یابی به ایمان حقیقی و راستین، تهذیب نفس، قبولی اعمال، شفاعت ائمه اطهار، رستگاری و ورود به بهشت را به دنبال دارد.