سند قرآنی برای ماجرای غدیر خم

سند قرآنی برای ماجرای غدیر خم

خداوند در آیه ۳ سوره مبارکه مائده به روزی اشاره می‌کند که در آن روز دین مسلمانان کامل شده است و طبق روایات شیعه و سنّى، این قسمت از آیه: «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ ...» پس از نصب علىّ‏ بن ابى‏‌طالب (ع) به امامت در غدیرخم نازل شده است.

شرح جزء ۶ قرآن| سند قرآنی برای ماجرای غدیر خم

آیه ۳ سوره مائده

«الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» امروز، (روز هجده ذى‏‌الحجّه سال دهم هجرى که حضرت على علیه السلام به فرمان خدا به جانشینى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله منصوب شد) کافران از (زوال) دین شما مأیوس شدند، پس، از آنان نترسید و از من بترسید. امروز دینتان را براى شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان «دین» برایتان برگزیدم. پس هرکه در گرسنگى گرفتار شود، بى‌‏آنکه میل به گناه داشته باشد، (مى‌‏تواند از خوردنى‏‌هاى تحریم شده بهره ببرد.) همانا خداوند، بخشنده‏ مهربان است. (۳ مائده)

امام باقر علیه السلام فرمودند: «ولایت، آخرین فریضه الهى است سپس آیه‏ «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» را تلاوت فرمودند»[۱]

بت‏ ها، مجسمه‌‏هایى بود که شکل داشت؛ امّا «نصب»، سنگ‏‌هاى بى‌‏شکلى بود که اطراف کعبه نصب شده بود و در برابرش قربانى مى‌‏شد و خون قربانى را بر آن مى‏‌مالیدند.

در آیه‏ ۱۰۹ سوره بقره، تمایل کفّار نسبت به انحراف مسلمانان از راه خودشان مطرح شده است. خداوند فرمان داد: شما اغماض کنید تا امر الهى برسد. پس مسلمانان منتظر حکم قاطعى بودند که کفّار را مأیوس سازد، تا این‏که آیه‏ «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ... » نازل شد.

غدیر در قرآن‏

دو مطلب جداى از هم در این آیه بیان شده است، یک مطلب مربوط به تحریم گوشت‏‌هاى حرام، مگر در موارد اضطرار و مطلب دیگر مربوط به کامل شدن دین و یأس کفّار که این قسمت کاملًا مستقلّ است، به چند دلیل:

الف: یأس کفّار از دین، به خوردن گوشت مردار یا نخوردن آن ارتباطى ندارد.

ب: روایاتى که از طریق شیعه و سنى در شأن نزول آیه آمده، در مقام بیان جمله‏ «الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا» و «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» است، نه مربوط به جملات قبل و بعد از آن، که درباره احکام مردار است.

ج: طبق روایات شیعه و سنّى، این قسمت از آیه: «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ ...» پس از نصب علىّ‏ بن ابى‏‌طالب علیهما السلام به امامت در غدیرخم نازل شده است.

د: غیر از دلائل نقلى، تحلیل عقلى نیز همین را مى‌‏رساند، چون چهار ویژگى مهم براى آن روز بیان شده‏ است:

۱. روز یأس کافران، ۲. روز اکمال دین، ۳. روز اتمام‏نعمت الهى بر مردم، ۴. روزى که اسلام به عنوان «دین» و یک مذهب کامل، مورد پسند خدا قرار گرفته است.

حال اگر وقایع روزهاى تاریخ اسلام را بررسى کنیم، هیچ روز مهمى مانند: بعثت، هجرت، فتح مکّه، پیروزى در جنگ‏‌ها و ... با همه ارزش‌هایى که داشته‏‌اند، شامل این چهار صفت مهم مطرح شده در این آیه نیستند؛ حتّى «حجّةالوداع» هم به این اهمیت نیست؛ چون حج، جزئى از دین است، نه همه‏ى دین.

* امّا بعثت، اوّلین روز شروع رسالت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است که هرگز نمى‏‌توان گفت روز اوّل بعثت، دین کامل شده است.

* امّا هجرت، روز هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله به فرمان خداست، روز حمله‏ کفّار به خانه پیامبر است، نه روز یأس آنان.

* امّا روزهاى پیروزى در جنگ بدر و خندق و ... تنها کفّارى که در صحنه‏ نبرد بودند، مأیوس مى‏‌شدند، نه همه‏ کفار، در حالى که قرآن مى‏‌فرماید: «الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا ...» همه کفّار مأیوس شدند.

* امّا حجّةالوداع که مردم آداب حج را در محضر پیامبر صلى الله علیه و آله آموختند، تنها حج مردم با آموزش پیامبر کامل شد، نه همه‏ دین در حالى که قرآن مى‏‌فرماید: «الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»

* امّا غدیرخم روزى است که خداوند فرمان نصب حضرت على را به جانشینى پیامبر صلى الله علیه و آله صادر کرد، تنها آن روز است که چهار عنوان ذکر شده در آیه «أَکْمَلْتُ، أَتْمَمْتُ، رَضِیتُ، یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا» با آن منطبق است.

* امّا یأس کفّار، به خاطر آن بود که وقتى تهمت وجنگ و سوءقصد بر ضد پیامبر، نافرجام ماند، تنها امید آنها مرگ پیامبر صلى الله علیه و آله بود. نصب علىّ‏ بن ابى‏‌طالب علیهما السلام به همه فهماند که اگر آن حضرت پسرى مى‌‏داشت، بهتر از على نبود و با مرگ او دین او محو نمى‌‏شود؛ زیرا شخصى چون علىّ ‏بن ابى‏‌طالب علیهما السلام جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله و رهبر امّت اسلام خواهد بود. اینجا بود که همه‏ کفّار مأیوس شدند.

* امّا کمال دین، به خاطر آن است که اگر مقرّرات وقوانین کامل وضع شود، لیکن براى امّت و جامعه، رهبرى معصوم وکامل تعیین نشود، مقرّرات ناقص مى‌‏ماند.

* امّا اتمام نعمت، به خاطر آن است که قرآن بزرگ‏ترین نعمت را نعمت رهبرى و هدایت معرّفى کرده است، اگر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از دنیا برود و مردم را بى‏‌سرپرست بگذارد، کارى کرده که یک چوپان نسبت به گله نمى‌‏کند. چگونه بدون تعیین رهبرى الهى نعمت تمام مى‌‏شود.

* امّا رضایت خداوند، براى آن است که هرگاه قانون کامل و مجرى عادل بهم گره بخورد، رضایت پروردگار حاصل مى‏‌شود.

اگر هر یک از اکمال دین، اتمام نعمت، رضایت حقّ و یأس کفّار به تنهایى در روزى اتفاق افتد، کافى است که آن روز از «ایام‏ اللّه» باشد. تا چه رسد به روزى مثل غدیر، که همه‏ این ویژگى‏‌ها را یک جا دارد. به همین دلیل در روایات اهل‏ بیت علیهم السلام عید غدیر از بزرگ‏ترین اعیاد به شمار آمده است.

آثار اشیا، گاهى مترتّب بر جمع ‏بودن همه اجزاى آن است، مثل روزه که اگر یک لحظه هم پیش از اذان، افطار کنیم، باطل مى‌‏شود، از این جهت کلمه «تمام» به کار رفته است: «أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَى اللَّیلِ» و گاهى به گونه‌‏اى است که هر جزء، اثر خود را دارد، مثل تلاوت آیات‏ قرآن که کمالش در تلاوت همه‏ آن است و هر قدر هم خوانده شود، ثواب دارد. گاهى بعضى اجزا به گونه‌‏اى است که اگر نباشد، یک مجموعه ناقص است، هر چند همه‏ اجزاى دیگر هم باشد، مثل خلبان و راننده که هواپیما و ماشین بدون آنها بى‌‏ثمر و بى‌‏فایده است.

رهبرى و ولایتِ حقّ هم چنین است، چون انسان را با خدا گره مى‏‌زند و بدون آن، آفریده‌‏ها و نعمت‌‏ها به نقمت تبدیل مى‌‏شود و انسان را به خدا نمى‌‏رساند.

پیام‌‏هایی از آیه ۳ سوره مائده

۱- مهم‌‏ترین روزنه‏ امید کفّار، مرگ پیامبر بود که با تعیین حضرت على علیه السلام به رهبرى، آن روزنه بسته شد. «الْیوْمَ یئِسَ ...»
۲- اگر دشمن خارجى هم شما را رها کند، دشمن داخلى وجود دارد که باید با خشیت از خدا به مقابله با او رفت. «فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ»
۳- کفّار از دینِ کامل مى‏‌ترسند، نه از دینى که رهبرش تسلیم، جهادش تعطیل، منابعش تاراج و مردمش متفرّق باشند. «الْیوْمَ یئِسَ ... الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ‏»
۴- اگر کفّار از شما مأیوس نشده‌‏اند، چه بسا نقصى از نظر رهبرى در دین شماست. الْیوْمَ یئِسَ ... الْیوْمَ أَکْمَلْتُ‏

۵- دین بدون رهبر معصوم، کامل نیست. «أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»
۶- قوام مکتب به رهبرى معصوم است و تنها با وجود آن، کفّار مأیوس مى‏‌شوند، نه با چیز دیگر. «الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا ... الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ‏»
۷- همه‏ نعمت‏‌ها بدون رهبرى الهى ناقص است. «الْیوْمَ ... أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی‏»
۸- نصب على علیه السلام به امامت، اتمام نعمت است، «أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی» و رها کردن ولایت او کفران نعمت و ناسپاسى نعمت و عواقب بدى دارد.[2] «فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما کانُوا یصْنَعُونَ»
۹- اسلام بى‏‌رهبر معصوم، مورد رضاى خدا نیست. الْیوْمَ ... رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ‏

پی نوشت

[۱] . کافى، ج ۱، ص ۲۸۹

[۲] . نحل، ۱۱۲

 

معنای غدیر چیست؟

معنای غدیر چیست و چرا عید غدیر خم به این نام خوانده شده است؟

 واقعه غدیر که به موضوع امامت امیرمومنان و جانشینی پیامبراکرم(ص) اشاره دارد، موضوع اتصال نبوت به امامت و از مهمترین اعیاد مسلمانان به شمار می‌آید. در احادیث شیعه تعابیری هم چون عیدُاللهِ‌ الاکبر (بزرگ‌ترین عید الهی)، عید اهل بیت محمد(ص) و اشرف الاعیاد (والاترین عید) برای این روز به کار رفته است.

معنای غدیر چیست و چرا عید غدیر خم به این نام خوانده شده است؟

غدیر خم در بین راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام یعنی مکه و مدینه قرار دارد که در زمان پیامبر گرامی اسلام کاروان های حج در آنجا از هم جدا می شدند و هر کاروان به سرزمین خود می رفت. در خصوص علت نامگذاری این مکان به غدیر خم احتمالاتی مطرح است که از آن جمله می توان گفت به دلیل آب و هوای این منطقه به نام غدیر خم معروف بوده است و پیامبر گرامی اسلام در مسیر بازگشت از مکه و در حجج الوداع در غدیر خم حضرت علی (ع) را امام، وصی و جانشین خود به مردم معرفی کرد. واقعه غدیر صرفا نام یک سرزمین نیست بلکه یک تفکر است و نشانه ای از تداوم خط نبوت می باشد. غدیر روز اکمال دین، اطعام نعمت و روز خوشنودی خداوند است.

در روز غدیر چه اتفاقی رخ داد و چرا این روز دارای اهمیت است؟

پیامبر گرامی اسلام بعد از پایان حج شهر مکه را به سمت مدینه ترک کرد و به امر خدا در واقعه غدیر خم که مصادف با هجدهم ذی الحجه بود در مکانی به نام غدیر خم مردم را گردهم آورد و خطاب به مردم با صدای بلند فرمودند ستایش از آن خداست، از او یاری می خواهیم و به او ایمان داریم و بر او توکل می کنیم و از شر نفس های خویش و بدی کردارهایمان به خدایی پناه می بریم که جز او برای گمراهان هادی و راهنما نیست، خدایی که هر کس را هدایت کرد برای او گمراه کننده ای نیست. گواهی می دهیم که خدایی جز او نیست و محمد بنده خدا و فرستاده او است.

حال ای مردم نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم و من مسئولم و شما نیز مسئول هستید. پیامبر اکرم (ص) در ادامه فرمودند آیا شما گواهی نمی دهید که جز خدا، خدایی نیست و محمد بنده خدا و پیامبر او است؟ بهشت و دوزخ و مرگ حق است و روز رستاخیز بدون شک فرا خواهد رسید و خداوند کسانی را که در خاک پنهان شده اند، زنده خواهد کرد. من در میان شما دو چیز گرانبها به یادگار می گذارم، چگونه با آنها معامله خواهید کرد، ثقل اکبر کتاب خداست که یک طرف آن در دست خدا و طرف دیگرش در دست شما است، به کتاب او چنگ بزنید تا گمراه نشوید و ثقل اصغر عترت و اهل بیت (ع) است.

خدایم به من خبر داده که دو یادگار من تا روز رستاخیز از هم جدا نمی شوند، حال ای مردم بر کتاب خدا و عترت من پیشی نگیرید و از آن دو عقب نمانید تا نابود نشوید. در این موقع دست حضرت علی (ع) را بالا برد و همه حضرت علی (ع) را در کنار پیامبر (ص) دیدند. حضرت محمد (ص) خطاب به فرمودند سزاوارترین فرد بر مومنان از خود آنان کیست؟ خداوند مولای من و من مولای مومنان هستم و بر آنها از خودشان اولی و سزاوارترم. حال ای مردم که هر کس که من مولا و رهبر او هستم علی هم مولا و رهبر او است. رسول اکرم (ص) این عبارت را سه بار تکرار کردند و فرمودند پروردگار دوست بدار کسی را که علی را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که علی را دشمن بدارد. خدایا یاران علی را یاری کن و دشمنان او را خوار و ذلیل گردان. پروردگارا علی را محور حق قرار ده و از حاضران خواست تا این موضوع را به غایبان اطلاع دهند.

ولایت و نبوت چه رابطه ای با هم دارند؟

همان طور که می دانید خداوند همواره برای نشان دادن مسیر سعادت به انسان افرادی از جنس خودشان برای هدایت آنها انتخاب کرده است. نبوت برگرفته از نبا و به خبری گفته می شود که فایده بزرگ داشته باشد و از طرفی حاوی علم بوده و از دروغ مبرا باشد. معنی دیگری که نبوت دارد، برگرفته از نبوه به معنای رفعت است؛ بنابراین وقتی این دو معنی نبوت را در کنار هم قرار دهیم، می توان گفت تعداد اندکی از افراد بشر در مراتب ولایت بالا می روند. اگر ولایت و نبوت را به درستی درک کنیم، می توانیم مسیر صحیح هدایت را بیابیم. در مورد ولایت نیز می توان این گونه گفت که ولایت از مهمترین اصول اسلام است و به معنی پذیرفتن رهبری پیشوای الهی و اعتقاد به اینکه امام معصوم پس از پیامبر اسلام (ص) از سوی خداوند بر مردم ولایت دارند. بشر برای طی کردن سعادت چاره ای جز تبعیت و پیروی از فرامین راهنمایان الهی ندارند.

 لزوم ولایتمداری و دفاع از ولایت در جامعه شیعی 

ولایت یکی از ارکان اصلی و آموزه های اساسی دین مبین اسلام است و اصلی ترین و اساسی ترین آموزه آن است. در قرآن کریم ولایت بیانگر حقیقت آدمی است که استعدادهایش بر اثر پیوند با ولایت تامه الهی و حقیقت ذات نبوی او از راه امامت و بندگی به منصه ظهور و بروز رسیده است. ولایت در زمان رسول خدا (ص) با پیامبر و در زمان ائمه با آنها تحقق یافت. در زمان غیبت امام معصوم (ع) نیز ولایت بر عهده نایبان آن حضرت است. امام رضا (ع) در خصوص فلسفه رهبری جامعه اسلامی می فرمایند اگر خداوند رهبر امینی برای سرپرستی و حفظ امانت امامت قرار ندهد، مذهب و دین به تدریج از بین خواهد رفت و سنت پیامبر (ص) و احکام الهی دستخوش دگرگونی می گردد و بدعت گزاران چیزهایی بر دین می افزایند و ملحدان چیزهایی از دین بکاهند و در نتیجه حقیقت را بر مسلمانان دگرگون سازند اما باید به این موضوع نیز توجه داشته باشیم که ولایت در مکتب اسلام از چنان جایگاه مهمی برخوردار است که بزرگان و علمای اسلام از آن به عنوان رکن و اساس توحید یاد می کنند. ولایتمداری باعث بالا رفتن اعمال صالح می شود، به برقراری نظام کمک می کند، موجب حیات جامعه می شود، اساس و شالوده اسلام بوده و از همه مهم تر زیربنای نبوت و امامت است.

ولایتمداران چه ویژگی هایی باید داشته باشند؟

امام صادق (ع) می فرماید شیعه سه گروه هستند؛ دوستدار عمیق اهل بیت، پس او از ماست؛ گروهی که به وسیله ما زینت می یابند و ما نیز زینت هستیم برای کسی که به وسیله ما زینت یابد؛ سوم گروهی که به وسیله ما از مردم می خورد و ما را وسیله درآمد زندگی خود قرار می دهد و کسی که به وسیله ما امرار معاش کند، فقیر می شود. بصیرت، اطاعت، محبت، صبر و استقامت از مولفه های مهم ولایتمداری است که آثار و ثمراتی نظیر دست یابی به ایمان حقیقی و راستین، تهذیب نفس، قبولی اعمال، شفاعت ائمه اطهار، رستگاری و ورود به بهشت را به دنبال دارد.