با امام صادق(ع) در سايه قرآن

مرحوم شيخ كلينی  دراصول كافی  بخشی  رابه مسائل حجت ودليل‏ شيعيان اختصاص داده ودريكی  از اخبار آن بخش چنين نقل كرده:منصوربن حازم گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: خداوند بالاترازآن است كه به وسيله مخلوقاتش شناخته شودبلكه اين ‏مخلوقاتندكه به وسيله خداشناخته می‏گردند.

امام صادق(ع)فرمود:راست گفتی .

گفتم: كسی  كه دانست ‏بری  او پروردگاری  است، پس سزاوار است كه بداندبرای  آن پروردگاررضاوسخطی  است كه جز ازراه وحی  ورسول شناخته نمی ‏گردند، پس اگربه كسی  وحی  نشدسزاواراست كه دست‏به دامان رسولان خداشود،پس اگرآنهاراملاقات كرد،خواهدديدكه آنهاحجت هستندوپيروی  از ايشان واجب.

آنگاه به امام صادق(ع) می ‏گويد كه از مردم در مورد حجت‏بعد ازرسول خدا(ص) پرسيدم. آنها گفتند: قرآن، ولی  من به آنها تذكردادم كه قرآن بدون سرپرست و قيم كفايت نمی ‏كند، چرا كه گروههی ‏مختلف از جمله مرجئه، قدريه و حتی  زنادقه كه به قرآن ايمان هم ‏ندارند بری  سخن خويش به قرآن استدلال می ‏كنند و روی  همين جهات‏است كه گفتم قرآن نياز به سرپرستی  دارد كه هرچه در مورد آن‏بفرمايد حق باشد و در اين ميان كسانی  چون ابن مسعود و عمر وحذيفه به عنوان سرپرست معرفی  شدند اما من سوال كردم كه آياتمام قرآن را می ‏دانستند؟ در جواب گفتند:

خير،تنهاعلی  بودكه آگاه به تمام قرآن بود.من گفتم:پس‏شهادت میدهم كه علی(ع)قيم وسرپرست قرآن است وپيروی  ازاوواجب وپس ازرسول خدا(ص)حجت‏برمردم است وآنچه درموردقرآن ابراز عقيده كندحق است.

امام صادق(ع)پس ازشنيدن سخنان اوواستدلال زيباومحكم وی ‏اورا دعايش كرد(1)

سخنان جناب‏ منصورراضميمه كنيدبه فرمايش حضرت عل(ع) كه ‏میفرمايد:(ع)«اين قرآن جز خطوطی  كه ميان دوجلدنگاشته شده،چيزی  نيست،به زبان سخن نمیگويد،ناچاربايدترجمانی  داشته باشد» (2)

در همين زمينه يكی  از اصحاب امام صادق(ع) می ‏گويد:

شنيدم كه امام صادق(ع) می ‏فرمود: «نحن ولاه امر الله و خزنه علم الله و عيبه وحی  الله.» (ما ولی  امر «امامت و خلافت‏»خدا و گنجينه علم خدا و صندوق وحی  خدائيم) (3)

پدرگرامی  آنحضرت، امام باقر نيز(ع)می ‏فرمايد: نحن تراجمه وحی  الله » (مامترجمان وحی  خدائيم.) (4)

هرچه می ‏خواهی  در قرآن بجوی

درقرآن می ‏خوانيم: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَبَ تِبْيَناً لِّكُلِّ شَىْ‏ءٍ وَ هُدىً وَرَحْمَةً وَبُشْرَى‏ لِلْمُسْلِمِينَ‏»(نحل/89) (5)

امام صادق(ع) می ‏فرمايد: «خداوند در قرآن هرچيزی ‏را بيان كرده است، به خدا سوگند آنچه كه مورد احتياج مردم‏بوده را كم نگذارده،تاكسی  نگويداگرفلان مطلب درست‏بوددرقرآن نازل می ‏شد،آگاه باشيدهمه نيازمنديهای  بشر را خدا در آن‏نازل كرده است.» (6) آری ، قرآن كتاب تربيت و آدم سازی  است.

تمام آنچه بری  رسيدن به تكامل وقرب الهی  لازم است درقرآن‏آمده،باطن قرآن نيز ژرفائی  داردكه برای

  رسيدن بدان علم‏اهل‏بيت لازم داردوهمچنين جزئيات احكام ومطالب مختلف درقرآن‏است كه همان علم

 خاندان وحی  را میطلبد.امام صادق(ع) می ‏فرمايد:«مامن امريختلف فيه اثنان الاو له اصل فی  كتاب الله عزوجل‏ولكن لاتبلغه عقول الرجال‏»(هيچ امری  نيست كه دونفردرآن‏اختلاف پيداكنندمگر آنكه اصل و ضابطه ی  در قرآن دارد و ليكن‏عقول مردم بدان نمیرسد) (7)

در جی  ديگر امام فرمود: معنی ‏اين روايت كه «هيچ آيه ی  از قرآن نيست مگر آنكه ظهر و بطنی ‏دارد»

اين است كه: ظهر قرآن تنزيل آن و بطن آن تاويلش‏می ‏باشد كه بخشی  از آن سپری  گشته و بخش ديگر هنوز نيامده ومانند خورشيد جريان دارد، آنچه از تاويل آمده همان گونه كه شامل مردگان می ‏گردد، زندگان رانيزشامل می ‏شودوخداوندمیفرمايد:«تاويل آنراجزراسخان درعلم نمی‏دانند»وما ازتاويل‏آن آگاهيم(8)

آن امام(ع) همچنين می ‏فرمايد: من به كتاب خداوندآگاهم و گوئی  دركف دستم قراردارد،درآن خبر آسمان و زمين وخبرهای  آينده و كنونی  موجود است،خداوندمیفرمايد:«نزلناعليك الكتاب تبيانالكل شی ‏ء»(9)

اقسام ايمان در قرآن

امام صادق(ع) می ‏فرمايد: «ايمان‏» در قرآن چهارگونه مطرح گشته است:

1 )اقرار زبانی :

خداوند می ‏فرمايد:« يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِيعاً»(نساء71)اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! (در برابر دشمن هوشیار باشید و به علامت آمادگى) سلاح خود را بردارید، پس به صورت دسته‏هاى پراكنده و نامنظّم یا همه با هم بسوى دشمن حركت كنید.

«وَإِنَّ مِنكُمْ لَمَنْ لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِن أَصَبَتْكُم مُّصِيَبةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَىَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَّعَهُمْ شَهِيداً»(نساء 72)وهمانا از شما كسانى‏اند كه (هم خودشان سست مى‏باشند وهم) عامل كُندى ودلسردى رزمندگان مى‏شوند، چون به شما مشكلى برسد، مى‏گوید: خدا بر من منّت نهاده كه همراه آنان (درجبهه)حضورنیافتم (یاهمراه آنان شهید نشدم)

«وَلَئِنْ أَصَبَكُمْ فَضْلٌ مِّنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمْ تَكُن بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَلَيْتَنِى كُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً» نساء73) اگرفضل وغنیمتى ازسوى خداوندبه شمابرسد، آن‏چنان كه گویا میان شما و او هرگز دوستى نبوده (تا نفع شما را نفع خود داند)خواهدگفت:اى كاش (درجهاد)باآنان بودم تابه رستگارى بزرگ (پیروزى وغنائم)مى‏رسیدم(10)

امام می ‏فرمايد: اگر اهل شرق و غرب اين سخن را بر زبان جاری ‏می ‏ساختند از دايره ايمان بيرون می ‏رفتند. اما با اين حال چون‏اقرار زبانی  كرده بودند خداوند آنها را مومن ناميده و به همين‏جهت مومنان دعوت می ‏شوند كه ايمان آورند: «يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ ءَامِنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَبِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَبِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ ورُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْأَخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَلاً بَعِيداً »(نساء163) (11) كه خداوند به خاطراقرار زبانی  آنها را مومن ناميده و به ايشان فرموده ايمان ‏آوريد يعنی  تصديق هم بنمائيد.

2 )تصديق قلبی :

خداوندمی ‏فرمايد:« أَلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ‏ * لَهُمُ الْبُشْرَى‏ فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَفِى الاَخِرَةِ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَتِ

اللَّهِ ذَلِكَ هُوَالْفَوْزُ الْعَظِيمُ‏»(یونس63/64)آنها اوليی  خداكسانی  هستندكه ايمان آورده وقلباتصديق نمودند

 وبطورمداوم تقواوپرهيزكاری  راپيشه خودساخته اندبرای  ايشان درزندگی  دنياودرآخرت بشارت است (12)

و همچنين در آنجا كه خداوند از قول‏بنی  اسرائيل چنين نقل می ‏كند كه: « وَإِذْ قُلْتُمْ يَمُوسَى‏ لَن نُّؤمِنَ لَكَ حَتَّى‏ نَرَى‏ اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنظُرُونَ‏ »(بقره 55)(13) يعنی  ی  موسی  ما هرگز به تو ايمان نمی ‏آوريم (و تو راقلبا تصديق نمی ‏كنيم) مگر آنكه خدا را (با چشم خود) آشكاراببينيم!

3 )انجام واجبات:

خداوند می ‏فرمايد: «وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِى كُنْتَ عَلَيْهَآ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبْ عَلَى‏ عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إلاَّ عَلَى‏ الَّذِينَ هَدَى‏ اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إيمَنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ‏ »(بقره 143)وقتی  ‏خداوند قبله پيامبرش را به طرف كعبه تغيير جهت داد، اصحاب‏رسول خدا(ص) گفتند: (وی  برما) نمازهايی  كه به سوی  بيت المقدس‏اقامه كرديم باطل گشت! خداوند در پاسخ، آيه فوق را نازل كرد وفرمود: «خداوند ايمان (نمازهی ) شما را تباه نخواهدساخت.» (14)

4 )تاييد و حمايت:

خداوند می ‏فرمايد: «لَا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَلَوْ كَانُواْ آبَآءَهُمْ أَوْ أَبْنَآءَهُمْ أَوْ إِخْوَ انَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِى قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏»(مجادله 22)هیچ قومى را نمى‏یابى كه به خدا و قیامت مؤمن باشند و (در همان حال) با كسى كه در برابر خدا و رسولش موضع گرفته است، مهرورزى كنند، حتّى اگر پدران یا پسران یا برادران یا خویشانشان باشند. آنها كسانى هستند كه خداوند، ایمان را در دلهایشان ثابت فرموده و با روحى از جانب خویش آنان را تأیید نموده است و آنان را در باغهایى كه نهرها از پاى (درختان) آنها جارى است، وارد مى‏كند در حالى كه در آنجا جاودانه هستند، خداوند از آنان راضى است و آنان نیز از او راضى هستند. آنان حزب خدا هستند، آگاه باشید كه تنها حزب خدا پیروز و رستگارند. (15)

اقسام كفر در قرآن

امام صادق(ع) می ‏فرمايد: در قرآن «كفر» به پنج معنا وارد شده است:

1 )انكار (كه خود بر دوقسم است):

الف: از روی  نادانی :

خداوند می ‏فرمايد: آنها (كفار نادان) گفتند:

چيزی  جز همين زندگانی  ما در دنيا چيز ديگری  نيست، گروهی  از ممی ‏ميرند و گروهی  زنده می ‏شوند (و به دنيا می ‏آيند و جی  آنها رمی ‏گيرند) و چيزی  جز گذشت زمان ما را هلاك نمی ‏كند. «وَقَالُواْ مَا هِىَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَآ إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ‏»(جاثیه24)درحالیكه آنها(كفار نادان)به اين سخن خود(كه معادی  وجود ندارد)يقين نداشته وتنها گمانی  بی  اساس دارند (16) وهمچنين آنجاكه خداوندمیفرمايد:«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْسَوآءٌعَلَيْهِمْ ءَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَايُؤْمِنُونَ‏» (بقره6) آنهایی  كه(ازروی  نادانی)كافرگشتندبرای ‏آنهاتفاوت نمی‏كندكه آيامراازعذاب خدا بترسانی  يا نترسانی

 ‏ايمان نخواهندآورد(17)

ب از روی  آگاهی

خداوند می  فرمايد:« وَلَمَّا جَآءَهُمْ كِتَبٌ مِّنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُم وَكَانُواْ مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى‏ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَآءَهُمْ مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَفِرِينَ‏»(بقره89)هنگمی  كه ازطرف خداوند كتابی  (قرآن) به آنها (يهود) رسيد كه موافق نشانه هايی  بود كه با خود داشتند، با اينكه پيش از اين‏جريان، خود را به ظهور پيامبر اسلام(ص) دلگرم می ‏كردند و اميدپيروزی  بر دشمنان خود را داشتند، اما با ظهور وی  (همه چيز رافراموش كردند و با آگاهی ) به او (حضرت محمد«ص‏») كافر گشتند. (18)

آری،چنين است كه هوا پرستی  سبب می ‏گردد تا انسانی  كه سالها درپی  حقيقت‏بوده، ازدرك آن باز بماند وجالب است كه درزمان مانيزعده ی  كه پس ازپيروزی  شكوهمند انقلاب اسلمی  دم‏ازارزشهامی ‏زدند اكنون وازده وجامعه غرب رابه رخ جامعه اسلامی  مامی ‏كشند وازاينكه بوی  ادكلن آنهامارامست نكرده وهمچنان براصول خويش پابرجامانده ايم تاسف میخورندوغضبناكندواينجاست كه بايدهمان سخن ارزشمند شهيد دين وسياست آيه الله دكتربهشتی  راگفت كه خطاب به ارباب آنهافرمود:«به امريكا بگوئيدازماعصبانی  باش و ازاين عصبانيت‏بمير.»«مُوتُواْ بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الْصُّدُورِ‏»(ال عمران119) (19)

2 )بيزاری :

خداوند از قول حضرت ابراهيم(ع) چنين نقل می ‏كند:« وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَوْثَاناً مَّوَدَّةً بَيْنِكُمْ فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُم بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُم بَعْضاً وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ»(عنکبوت 25)شما غير از خدا بری  خود بتهايی  انتخاب كرده ايد كه در زندگی ‏دنيا وسيله محبت و دوستی  ميان شما گردند، اما بدانيد روزقيامت اين رشته علاقه و محبت گسسته گشته و هريك از شما ازديگری  بيزاری  می ‏جويد « يَكْفُرُ بَعْضُكُم بِبَعْضٍ ‏» و يكديگر را لعن ونفرين می ‏كنند... (20)

3 )ترك فرمان خدا:

خداوند می ‏فرمايد:« فِيهِ ءَايَتٌ بَيِّنَتٌ مَّقَامُ إِبْرَ هِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ ءَامِناً وَلِلَّهِ عَلَى الْنَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِّىٌ عَنِ الْعَلَمِينَ‏»آل عمران/97) بر ذمه عموم مردم است كه آهنگ خانه او كنند،آنها كه توانائی  رفتن به سوی  آن را دارند، حج‏بركسانی  كه مستطيع باشند واجب است) و هركس كفر ورزد (و فرمان خدا را ترك‏گويد وحج‏بجی  نياورد،تنها به خويشتن ضرر زده، چرا كه)خداوند از همه جهانيان بی  نياز است. (21)

4 )كفران نعمت:

خداوندازقول سليمان چنين نقل میكند: « قَالَ الَّذِى عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَبِ أَنَاْ ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّارَءَاهُ مُسْتَقِرّاًعِندَهُ قَالَ هَذَامِن فَضْلِ رَبِّى لِيَبْلُوَنِى ءَأَشْكُرُأَمْ أَكْفُرُوَمَن شَكَرَفَإِنَّمَايَشْكُرُلِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّى غَنِىٌّ كَرِيمٌ »(نمل/40)«وهركس خدی  راشكرگذارد،به سودخويش شكركرده وهركس كفر ورزد (وكفران‏نعمتهی  خدانمايد،فقط به خويش خسارت وارد كرده،چراكه)پروردگارمن بی  نيازوكريم است.(22)

 

رنگ خدايی

خداوندمی‏فرمايد:رنگ خدائی  بپذيريد،وچه رنگی  ازرنگ خدايی ‏بهتر؟« صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَبِدُونَ‏ »(بقره 138)(23)

امام‏صادق(ع) فرمودند: مراد از «رنگ خدايی ‏» اسلام است. (24)

آری ،اگر مبانی  و تعاليم آسمانی  اسلام بری  نسل جوان تبيين گردد آنان را شيفته خود كرده و روی  از مكاتب ساخته دست‏بشر وبرآمده از هوا و هوس هايش رهايی  می ‏يابند و اثر جلوه گريهی ‏سراب گونه و سم كشنده فرهنگ فاسد غرب در قالب خط و خال خوشرنگ‏از بين خواهد رفت.

معنی  خشم و غضب خدا

خداوند (پس از بيان جنايات فرعون و پيروانش و مغالطه كاريهی ‏آنها در برابر حضرت موسی (ع) و عدم پذيرش ارشادات و مواعظ آن‏حضرت) می ‏فرمايد: « فَلَمَّآ آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ‏ »(زخرف55)پس آن هنگام كه ما را به خشم آورند، از ايشان‏انتقام گرفتيم و همه را غرق نموديم. (25)

امام صادق(ع) می ‏فرمايد: خداوندمانند ما (انسانها) به خشم در نمی ‏آيد بلكه بری  خود، اوليا ودوستانی  دارد كه آنها خشمگين و يا راضی  می ‏گردند، و خداوندرضی  آنها را رضی  خود و خشم آنان را خشم خويش قرار داده، چراكه آنان را راهنمی  به سوی  خود محسوب داشته و فرموده است:

هركس به دوست من اهانت كند، با من به جنگ برخاسته و مرا به جنگ دعوت كرده است و همچنين خداوند فرموده است: كسی  كه ازپيامبر(ص) پيروی  كند خدا را پيروی  كرده است. « وَمَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَآ أَرْسَلْنَكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً »(نساء/ 80)(26) همچنين فرموده است: كسانی  كه با تو بيعت‏می ‏كنند، در حقيقت‏با خدا بيعت نموده اند « إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ »(فتح/10) (27)

چرا دعاهای  ما مستجاب نمی ‏شود؟

خداوند می ‏فرمايد: « وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الْدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِى وَ لْيُؤمِنُوا بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ‏»(بقره/186) رسول ما هنگامی  كه بندگانم از تو در باره من سوال كنند بگو كه من نزديكم. دعی  دعا كننده را آن هنگام‏ كه مرا می ‏خواند اجابت می ‏كنم. پس آنها بايد دعوت مرا بپذيرند وبه من ايمان بياورند تا به سعادت راه يابند. (28) مردی  نزدامام صادق(ع) آمد و همين آيه را مطرح نمود و گفت: من خدا رمی ‏خوانم ولی  دعايم به اجابت نمی ‏رسد. چرا؟

امام فرمودزيراشمابه عهدوپيمان خداوفادارنيستيدخداوندمیفرمايد:به عهدمن وفاكنيدتابه عهدشماوفاكنم

«يَبَنِى إِسْر ءِيلَ اذْكُرُواْنِعْمَتِىَ الَّتِى أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِى أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّىَ فَارْهَبُونِ‏»(بقره/40)(29) آنگاه چنين ادامه دادند:به خداسوگنداگرشمابه پيمان تان باخداوفادارباشيد(وفرامين اورااطاعت و نواهی  او راترك گوئيد)خدابه پيمان‏خودباشماوفامیكند(ودعاهايتان رامستجاب وبهشت رانصيبتان میگرداند)(30)

كمترين اهانت‏به پدر و مادر، ممنوع!

خداوند می ‏فرمايد: پروردگارت فرمان داده جز او راپرستش مكنيد و به پدر و مادر احسان و نيكی  نمائيد، هرگاه يكی ‏از آنها، يا هردو ايشان، نزد تو به سن پيری  برسند، به آنها«اف‏» مگو. (كلمه اهانت‏آميز به زبان نياور) «فلا تقل‏لهمااف‏» و بر سر آنها فرياد مزن و گفتار كريمانه (لطيف وسنجيده) نثارشان گردان. امام صادق(ع) می ‏فرمايد: اگر چيزی  كمتراز «اف‏» وجود داشت، خدا از آن نهی  می ‏كرد و اين (كلمه اف) حداقل مخالفت و بی  احترمی  نسبت‏به پدر و مادر می ‏باشد... (31)

بهره هركس از قرآن، به اندازه خويش

امام صادق(ع) می ‏فرمايد:

معارف قرآن 4 دسته اند: عبارت، اشارت، لطائف و حقائق.

آری ، قرآن ظاهری  دارد و باطنی .

دسترسی  به ظاهر قرآن بری  كسانی  كه با لغت عرب آشنايی  دارندميسور است. اماازاين مرحله كه بگذريم يعنی  اشارات و لطائف وحقائق قرآن در شعاع فكری  هركسی  نمی ‏باشد و تنها عده ی  مخصوص ازآنهابهره می ‏برند.

هشدار به مدعيان دانش قرآن

امام صادق(ع) می ‏فرمايد:

بدانيد!خدی  رحمتتان كند!هرگاه كسی  از كتاب خدا، ناسخ ومنسوخ، خاص و عام، محكم و متشابه، اسباب نزول،... آشكار وعميق، ظاهر و باطن، ابتدا و انتها،... قطع و وصل،... و سياق‏ كلام و... نداند آگاه به قرآن و اهل آن نيست و اگر كسی  چنين ‏ادعايی  (بدون دليل) كرد، دروغگو و اهل افترا و تهمت‏بر خدا ورسولش می ‏باشد و جايگاه وی  جهنم خواهد بود و بد سرانجمی ‏است. (32)

پی نوشت:

1)اصول كافی ، ج 1، ص 168، حديث(2 )دارالكتب الاسلاميه تهران.(2 )نهج البلاغه خطبه 125.(3 اصول كافی ، ج 1، ص 192، حديث 1.(4 همان، حديث‏3.(5 نحل، آيه 89.(6 تفسير نور الثقلين، ج‏3، ص 740.(7 همان، ج‏3، ص 75.(8 بصائرالدرجات، ص‏216.(9 اصول كافی ، ج 1، ص‏229.(10 نساء، 71 تا73.(11 همان، آيه 136.(12 يونس، آيات‏63 و 64.(13 بقره، آيه 55.(14 همان، آيه 143.(15 مجادله، آيه 22. تفسير قمی ، ج 1، ص 30، چاپ نجف.(16 جاثيه، آيه 24.(17 بقره، آيه 6.(18 همان، آيه 89.(19 آل عمران، آيه 119.(20 عنكبوت، آيه 25.(21 آل عمران، آيه 97.(22 نمل، آيه 40 و تفسير قمی ، ج 1، ص 32، چاپ نجف.(23 بقره، آيه 138.(24 تفسير قمی ، ج 1، ص 62.(25 زخرف، آيه 55.(26 نساء، آيه 80.(27 فتح، آيه 10 و توحيد صدوق، ص 168.(28 بقره، آيه 186.(29 همان، آيه 40.(30 تفسير قمی ، ج 1، ص‏46.(31 جامع السعادات، ج 2، ص 258.(32 همان، ج‏93، ص 2 و3.