یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی
یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره ،
عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های
نامرغوب را سوا میکنه و میخره . ازش می پرسند چرا اینکار
را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست.
مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی
دست او میمانند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها
را میخرم . اینها را هم میشود خورد. . .
این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ
آقا سید علی قاضی تبریزی (ره)
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 16:58 توسط سید عسگر نبوی
|
سخت است که ازباغ وصنوبرگویم