امام صادق عليه السلام :

صِلَةُ الرحامِ تُحَسِّنُ الخُلُقَ وَ تُسمِحُ الكَفَّ وَتُطيبُ النَّفسَ وَتَزيدُفِى الرِّزقِ وَتُنسِئُ فِى الجَلِ؛صله رحم،انسان راخوش اخلاق، باسخاوت وپاكيزه جان مینمايد وروزى رازياد مى كند ومرگ رابه تأخيرمى اندازد.كافى، ج 2، ص 151، ح 6

یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ   یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ    یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ    حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ

ای تغییر دهنده دلهاودیده‏ها * ای مدبرشب وروز * ای گرداننده سال وحالت ها * بگردان حال مارابه نیکوترین حال.

 «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ»

قلب و بصیرت قلبی، از مؤلفه‌های مهم معنوی در مسیر کمال انسان است که در قرآن کریم و روایات ناب اسلامی تأکید بسیاری بر آن شده است. قلب سرچشمه تمامی جوشش‌های و خیزش‌های وجود آدمی است.

«یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ»

انسان، به تصریح قرآنی «إنی جاعل فی الارض خلیفة»،‌ جانشین خدا بر روی زمین است و این شایستگی را دارد که مرآت تمام‌نمای ربوبی و مجلای ظهور و بروز اسما و صفات الهی شود. یکی از اسمای حق تعالی «مدبّر» است که پروردگار عالمیان به وسیله آن، به تدبیر روز و شب یا تدبیر نظام زمین و آسمان و به طور کلی، نظام خلقت می‌پردازد. انسان نیز باید خویشتن را متخلق به اخلاق الهی نماید و تدبیرگر روز و شب خویش باشد.

«یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ  حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ»

«حَول» در دعای عید نوروز، به معنای «سال» است و «احوال» جمع حال، به معنای طبیعت و ضمیر یا تغییر و دگرگونی وضعیت انسان است. از این رو، خداوند تغییر دهنده سال و یا دگرگون کننده طبیعت مربوط به مخلوقات است و این صیرورت و تحول در مسیر رشد و کمال موجودات، لازمه امر زندگی و حیات است. در این دعای شریف از درگاه ربوبی می‌خواهیم که طبیعت وجود ما را به بهترین و نیکوترین طبیعت‌ها تبدیل کند و این تغییر باطنی یا ظاهری وجودی ما را همسو با تغییر و دگرگونی طبیعت ظاهری، در مسیر شکوفایی و بالندگی قرار دهد.

یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال . عید از عود گرفته شده و در لغت به معنای بازگشتن است . دگرگونی سال جدید و بازگشت بهار نو و نوروز، عیدهایی چون عید فطر را تداعی می کند . مسلمان روزه دار پس از یک ماه عبادت روزی را که غبار از فطرت توحیدی اش زدوده شده به فطرت توحید بازگشته است، عید می گیرد . البته مراتب این بازگشت در افراد گوناگون فرق می کند . دعای تحویل سال هم با جملاتی کوتاه همین مسیر را پیش پای انسان می گشاید . مقلب القلوب و الابصار پروردگار است که قلب ها را به سمت کمال دگرگون می سازد و چشم ها را به سوی خود می دوزد . قلب ها چون کرات دگرگون می شوند; ولی پس از دگرگونی، باید استواری یابند; زیرا در ادعیه وارد شده است: «و ثبت قلوبنا علی دینک; قلب های ما را بر دین خود ثابت بدار .» اگر قلوب دگرگون شدند و سپس بر دین الاهی استوار گردیدند، ابصار نیز چنین می شوند ; زیرا ابصار فرمانبردار قلوبند . شاید از این رو اول قلوب و سپس ابصار ذکر شده است . «یا مدبر اللیل و نهار» لیل و نهار نماد ظلمت و نورند . اگر او شب و روز را تدبیر می کند، ظلمت و نور را هم می آفریند . پس فقط او می تواند چنان تدبیر کند که پرده ظلمت از روی دل کنار رود و نور معرفتش بر آینه قلب بتابد . در آیه دویست و پنجاه و هفتم سوره بقره می فرماید: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و . . . ; خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند; آن ها را از ظلمت ها به سوی نور بیرون می برد .» محول سال و حال او است . قرین بودن تحویل سال با تحویل حال نکته ای در خور اهمیت است که کم تر به آن التفات می شود . آن قدر که تحویل سال و رسوم آن خود نمایی می کند، تحویل حال جلوه ای ندارد و در پشت پرده غفلت هیچ انگاشته شده است; راستی چرا در این دعای پر معنا و تنبه بخش، به هنگام تحویل سال، تحویل حال به احسن حال در خواست می شود؟ به نظر می رسد، برای آن است که ابتدا احسن الحال را بفهمیم و سپس در راه تحقق آن گام نهیم؟ تفسیر این احسن الحال را باید در عمق آن دعا یافت که، «اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک; خدایا، بدی حال ما را به خوبی حال خود تغییر ده .» درباره ذات اقدس الاهی، احسن بودن حال بی معنا است; زیرا تفضیل حالی بر حال دیگر، فقدان و وجدان و تبدیل و تبدل می طلبد و ذات اقدس الاهی از آن پیراسته است . برتری حالی بر حال دیگر درباره ما انسان ها کاملا درست می نماید . کمال ما انسان ها در همین است که سوء حال را به حسن حال و حسن حال را به احسن حال تبدیل کنیم . حسن حال الاهی به معنای وجود تمام کمالات به نحو اتم و اکمل در ذات اقدس الاهی است . احسن الحال بودن برای ما یعنی رسیدن به تمام آن کمالات به قدر ظرفیت وجودی مان; زیرا ما حالی احسن و برتر از آن نداریم . تحویل حال به احسن الحال همان تغییر سوء حال انسان به حسن حال الاهی است; و این تغییر وقتی تحقق می یابد که:

۱ . ازپلیدی گناه رهایی یابیم،زیرابدترین حال انسان وپست ترین مقام آدم هنگامی است که در باتلاق گناه فرو می رود .

۲ . انجام واجبات را چون چراغی فرا راه خود قرار دهیم تا ما را به سوی حسن حال الاهی رهنمون شود .

۳ . زنگار صفات پلید را از آینه دل بزداییم تا سوء حال ما به حسن حال نگار تبدیل شود . از این رو، یکی از اعمال عید نوروز، روزه گرفتن است تا انسان خود را در راستای رسیدن به احسن حال، یعنی وصول به حسن حال الاهی، قرار دهد و به اخلاق الله متخلق سازد .

جایگاه معنویت در نوروز

نوروز علاوه بر جنبه ملی و میهنی آن ترکیبی از دین و ملیت و روح وطنی است که پیامهای بسیاری برای ما به ارمغان میآورد. به ما نشان میدهد اگر در این آیه عظیم الهی به خوبی تأمل کنیم میتوانیم بادی که همراه خود زندگی و بویجان دارد استشمام و نسیم حیاتی که بعد از ممات میوزد را احساس کنیم.

نفسی که بوی خدا می‏دهد و نشانه رحمانیت و رحیمیت خداست. نوروز نوشدن خود انسان است یعنی امروزت با دیروزت فرق داشته باشد. یعنی معرفت ما به حقیقت و معارف الهی هر روز باید بیشتر از قبل شود. عشق آتشین الهی که در وجودمان به ودیعه گذاشته شده باید زبانه بکشد.

نوروز از عودت یعنی بازگشت به خویشتن هم می‏آید، یعنی زمینه وجودمان پاک و حقیقت جویی و پرستش و کمال در آن بارور شود. باید جنگ و دشمنیها و کینهها را در نوروز از خود دور کرده و به صلح اجتماعی و معنوی برسیم.

در خصووص عید فطر و عید قربان دستوراتی برای شادی آمده است. شادیها نباید تعادل روحی انسان را برهم بزنند. صله رحم با پدر و مادر و خواهر و برادر و همچنین با فامیل و دوستان و نزدیکان مورد تأکید اسلام است.

همنشینی با دانایان و خواندن اشعار و کتب عارفان از جمله شادیهای نوروز است. کمک به همنوع و گرفتن دست فتاده و رحمت و بخشش کردن و گذشتن از گناه ظالمان و تقسیم شادیها از دیگر کارها و آداب مرسوم نوروز است.

اسلام چه توصیهای در خصوص صله ارحام برای عمیقتر شدن دید و بازدیدهای نوروزی دارد:  اسلام در این مورد بویژه در سوره حجرات دستورات مؤکدی دارد. اینکه صله رحم باعث درازی عمر و فزونی روزی می‏شود، سرنزدن چند روزپشت سرهم به پدر ومادر باعث میشود فیض انجام عمل خیر از شما ساقط و حال خوشتان به غم تبدیل شود.

امروزه صله رحم در روانشناسی هم مورد تأکید قرار گرفته است اینکه اگر به دیدار یکدیگر نرویم استرسها و فشارهای روحی روانی زندگی ماشینی ما را در هم میپاشند و زیانهای فراوانی از نظر روحی برای انسان به بار میآورند. نوروز نماد این آداب است که البته باید پند و اندرز و همنشینی با دانایان و گزیده گویی و کم گویی در این آداب حفظ شود.